تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
بحثى كه در ضمن بخش قبل داشتيم ، يك بحث فلسفى و يك تحليل عقلى دربارهء شرور بود ولى در اين بخش ، مسأله را با ديدى ديگر مورد بررسى قرار مىدهيم . معمولا كسانى كه دربارهء شرور جهان به چشم خرده‌گيرى مىنگرند ، حساب نمىكنند كه اگر جهان ، خالى از اين شرور گردد به چه صورت در خواهد آمد . آنان فقط بطور بسيط و مجمل مىگويند كاش جهان پر از لذّت و كاميابى بود و كاش هر كسى به آرزوهاى خود مىرسيد و هيچ رنج و ناكاميى وجود نمىداشت . منسوب به خيّام است :
گر بر فلكم دست بدى چون يزدان * برداشتمى من اين فلك را ز ميان از نو فلكى چنان همىساختمى * كآزاده به كام دل رسيدى آسان
اكنون ببينيم ساختن جهانى بهتر از جهان فعلى كه شاعر آرزوى آن را داشته است چگونه ممكن است ؟ وقتى مىخواهيم براى بنا نهادن « جهان » دست به كار شويم ، « فلك را سقف بشكافيم و طرحى نو دراندازيم » حتما بايد از انديشه‌هاى محدود و فكرهاى كودكانه‌اى كه لايق زندگى محدود يك فرد انسان است صرف نظر كنيم و به طرحى وسيع و بزرگ بينديشيم . گمان نمىكنم اين مهندسى ، كار آسانى باشد و شايد نتوانيم تصميم بگيريم .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 163 | مرتضى مطهرى