فصل اول در اعقاب امام زين العابدين عليه السلام
و آن حضرت امام چهارم است از جملهء ائمه اثنى عشر كنيتش ابو محمّد است و لقبش زين العابدين ، در شواهد النّبوه آورده ، كه امام زين العابدين « عليه السلام » شبى از شبها نماز تهجّد مىگزارد شيطان به صورت اژدهائى برآمده به نظر وى درآمد تا وى را از عبادت بازدارد آن حضرت هيچگونه به وى التفات ننمود و به طريق عادت مشغول عبادت بود شيطان انگشت پاى وى را بگزيد نيز التفات نكرد پس چنان بگزيد كه دردناك گرديد . همچنان نماز را قطع نكرد پس خداى تعالى بر وى منكشف گردانيد كه آن شيطان است و امام « عليه السلام » وى را ناسزا گفت . و طپانچه بر وى زد و گفت دور شو ، اى ملعون خوار و ذليل ! چون دور شد برخاست كه ورد خود تمام كند آوازى شنيد و قايل را نديد كه سه بار گفت : أنت زين العابدين و ديگر سجّاد و آدم آل عبا از القاب اوست .
پدرش حسين بن على « عليه السلام » و مادرش شاه زنان و قيل شهربانو بنت كسرى ، يزدجرد بن شهريار بن شيرويه بن پرويز بن هرمز بن نوشيروان ملك العادل . و از اينجا گفتهاند كه : زين العابدين جمع كرده ميان نبوّت و ملك و چون فاطمه خواهر امام زين العابدين « عليه السلام » هم از شهربانو بوده و به حسن بن حسن « عليه السلام » دادهاند ، پس اولاد حسن مثنّى را نيز پيغمبرى و پادشاهى جمع باشد ، ولادت زين العابدين « عليه السلام » به قولى سنه ست و ثلاثين بوده از هجرت ، و وفاتش سنه خمس و تسعين و هيچ كس را از خواص و عوام و دوست و دشمن در فضايل وى شبهه نيست و او را نه پسر و نه دختر بوده ، عقب او از شش پسر است . امام محمد باقر و عبد اللّه باهر و زيد شهيد و عمر اشرف و حسين اصغر و على اصغر ، عقب او از پسرش حسن افطس است و علماى نسب را در وى سخنان است از جمله ابو جعفر نسّابه قطعهاى دارد كه مطلع آن اين است .
أفطسيون انتم * أسكتوا لا تكلّموا
و حقّ آن است كه ميان وى و امام جعفر صادق ( ع ) مباحثه واقع شده ، توجّه طعن به او از آن سبب است نه از روى نسب ، و عقب او از پنج كس است . اول ، على خرزى و حسين مانكديم پسر حسن بن على خرزى است و مانكديم را عقب هست و تاج الدّين حسن اقضى القضاة بلاد قرافيه و ابو الفضل نقيب النقباى ممالك ألجايتو ، محمد هم از