پروانه نجاتى
پروانه نجاتى فرزند على دوست به سال 1348 ه . ش در « بهبهان » ديده به جهان گشود . تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاه خود گذراند . سپس در دانشگاه شيراز در رشته زبان انگليسى در مقطع كارشناسى فارغ التحصيل شد .
وى فعاليتهاى شعرى خود را از سال 70 شمسى شروع كرد . در سال 72 به استخدام آموزش و پرورش درآمد .
از خانم نجاتى تاكنون كتابهاى زير به زيور طبع آراسته شده است . « خاكستر پروانه » كه مجموعه غزليات او است . « قنارىترين آواز » ، « سوگ سور برادرانم » ، « فرشته و انجير » كه كار مشترك او با همسر شاعرش دكتر غلامرضا كافى است . « حجرههاى ملكوت » كه زندگى نامه روحانيون شهيد مىباشد . « شرح پروانه » ، « ضريح نقره كوب اشك » كه تصحيح اشعار شهيد شير على سلطانى از شهداى استان فارس است .
ايشان قالب غزل و مثنوى را براى سرودن اشعار خود برگزيده است .
پروانه نجاتى علاوه بر شغل اصلى كه دبيرى مىباشد مسئول « انجمن شعر پروين اعتصامى » در اداره كل ارشاد استان فارس و همچنين نماينده شعر بانوان ايران در همايش شعر بانوان جهان در كشور بلغارستان بوده است .
- * -
لالايى :
امشب به خواب رفته نگاه ستارهها * افتاده از نفس ، طپش گاهوارهها
فردا كنار علقمه تصوير مىشود * طرح شگفتِ حادثهى خون نگارهها
شب نالهيى غريب درين دشت لالهخيز * آشفته ، خوابِ سنگىِ اين سنگوارهها
لالاىْ لاىْ كودكِ لب تشنهام ، بخواب ! * اى غنچه ! گلْ شكفتهى دشت شرارهها
مادر بخواب ! تا رَوَد از ياد نازكت * آواى جانگدازِ گلو پارهپارهها
مادر بخواب ! تا كه نبينى نخفتهام * در حيرتِ شكستن بغض منارهها
دنيا به خواب رفته ، تو هم لحظهيى بخواب ! * بنگر به خواب رفته نگاه ستارهها « 1 »
* * *
چهل منزل اندوه :
دلم گرفته كجايى برادرِ زينب * كه غرقه نور كنى باغِ پرپرِ زينب
شكستهام نه چنانى كه باورت گردد * پس از تو بال ندارد كبوتر زينب
بيا كه عقده گشايى كنم به دامانت * بيا ، بيا ، بنشين باز در بَرِ زينب
به زانوان خود اينك توان نمىبينم * فتاده اين تنِ بىسر برابر زينب
چهل غروب گذشت ، آسمان به خود پيچيد * و تيغ بغض خراشيد حنجر زينب
هامش
( 1 ) - گريه اشك ؛ ص 117 .