در جستجوى گوهر يكدانهى نجف * كردم روان دو رود به جيحون كربلا
نيل است هر عشور به بيت الحزن روان * از ديدههاى مردم محزون كربلا
در هر قبيله از قبل خوان اهل بيت * ماتم رسيدهاى شد مجنون كربلا
بس فتنهها كه بر سر مروانيان رسيد * وقت طلوع اختر گردون كربلا
بردند داغ فتنهى آخر زمان به خاك * مرغان زخم خوردهى مفتون كربلا
گرگان پير دامن پيراهن حسين * ناحق زدند در عرق خون كربلا
خونابهى روان جگر گوشهى رسول * در هر ديار سر زده بيرون كربلا
اين خون نه اندكى است كه پنهان كند كسى
شايد كز اين مكابره طوفان كند كسى « 1 »
* * *
اى رفته در قضاى خدا ماجراى تو * غير خدا كه مىرسد اندر قضاى تو
اى رفته با دهان و لب تشنه از ميان * آب حيات در قدم جانفزاى تو
بيگانه از خدا و رسول است تا ابد * برگشته اخترى كه نشد آشناى تو
كردى چو در رضاى خدا و رسول كار * باشد يقين رضاى خدا در رضاى تو
چندين هزار جامه اطلس قبا شود * فردا كه آورند به محشر عباى تو
بربسته رخت ، كعبه و مانده قدم به راه * بهر زيارت حرم كربلاى تو
اى دست برده از يد بيضا در آستين * مفتاح هفت روضه جنت عصاى تو
بخشى ز نور سرمهى « مازاغ » روشنى * بىديده را كجا خبر از توتياى تو « 2 »
هامش
( 1 ) - ديوان بابا فغانى شيرازى ؛ ص 58 .
( 2 ) - گل واژه ( 2 ) ؛ ص 119 .