تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 791

مساهمون:

ص٧٩١
ثنا و مدحت زين عباد به جان گويم * نه از براى زر و سيم اين سراى فسوس
مكان علم و هنر با قرآن كه در ره دين * ضمير روشن او بود شرع را فانوس
امام جمله‌ى آفاق جعفر صادق ( ع ) * كه گشته‌اند همه دشمنان او مأيوس
ثنا و مدحت كاظم ( ع ) به جان و دل گويم * نه مدح شاه و سلاطين ز راه زرق مجوس
دلا خرام بدان سرو بوستان رضا ( ع ) * شهيد دانه‌ى انگور در منازل طوس
حديث آن تقى متقى ( ع ) شنيدستى * كه او به چنگ حوادث چگونه بُد محبوس
ز بعد او به نقى ( ع ) التجا كن از دل و جان * كه روز حشر نگردى ذليل و بىناموس
قرين روضه‌ى پرنور عسكرى ( ع ) باشد * هر آن دعا كه برآيد به صبحدم ز نفوس
شوند غاشيه « 1 » كش پيش مهدى هادى ( ع ) * هزار شاه جهاندار چون جم و كاوس
ترا ز دوستى آل مرتضى ( ع ) پرسند * به روز حشر ، نه از عمرو و بكر و حرب بسوس « 2 »
جوى محبّت اولاد مصطفى ( ص ) در دل * به نزد عقل به از تخت و تاج كيكاوس « 3 »
هامش
( 1 ) - غاشيه : جامه‌اى نگارين يا ساده كه چون بزرگى از اسب پياده مىشد بر زمين مىپوشيدند . غاشيه كشيدن كنايه از اطاعت كردن . ( 2 ) - بسوس : نام زنى است از عرب كه به واسطه او جنگ عظيم ميان دو قبيله واقع شد و از اين جهت در شآمت و حماقت ضرب المثل شده است . ( 3 ) - مجالس المؤمنين ؛ ج 2 ، ص 178 .