عليرضا قزوه
عليرضا قزوه فرزند محمد آقا به سال 1342 ه . ش در گرمسار متولد شد . تحصيلات خود را تا سطح ديپلم در زادگاهش ادامه داد و ليسانس خود را از مدرسه قضايى قم گرفت و ادامه آن را تا كارشناسى ارشد در رشته زبان و ادبيات فارسى در دانشگاه آزاد واحد تهران پىگرفت .
از قزوه تاكنون مجموعههاى : « از نخلستان تا خيابان » ، « شبلى در آتش » ، « اين همه يوسف » ، « عشق عليه السلام » ، « گزيده ادبيات معاصر شماره 41 » و « غزل معاصر ايران » چاپ شده است . و همچنين كتابهاى : « پرستو در قاف » كه سفرنامه حج وى است ، « دو ركعت عشق » كه خاطرات جنگ است ، « خورشيدهاى گمشده » ، كه درباره شعر معاصر تاجيكستان است . و « قدم زدن در كلمات » كه مصاحبه با شاعران مىباشد ، از ايشان منتشر شده است .
عليرضا قزوه مدتى نمايندهى فرهنگى ايران در تاجيكستان بوده و هم اينك در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى مشغول به كار مىباشد .
- * -
نخستين كس كه در مدح تو شعرى گفت آدم بود * شروع عشق و آغاز غزل شايد همان دم بود
نخستين اتفاق تلختر از تلخ در تاريخ * كه پشت عرش را خم كرد يك ظهر محرّم بود
مدينه نه كه حتّى مكّه ديگر جاى امنى نيست * تمام كربلا و كوفه غرق ابن ملجم بود
فتاد از پا كنار رود در آن ظهر دردآلود * كسى كه عطر نامش آبروى آب زمزم بود
دلش مىخواست مىشد آب شد از شرم ، اما حيف * دلش مىخواست صد جان داشت ، اما باز هم كم بود
اگر در كربلا طوفان نمىشد كس نمىفهميد * چرا يك عمر پشت ذو الفقار مرتضى خم بود ؟
* * *
اذن بده يا امام ! :
شور به پا مىكند خون تو ، در هر مقام * مىشكنم بىصدا ، در خود هر صبح و شام
باده به دست تو كيست ؟ : طفل شهيد جنون * پير غلام تو كيست ؟ : عشق ، عليه السّلام
در رگ عطشانشان ، شهد شهادت به جوش * مىشكند تيغ را ، خندهى خون در ينام
ساقى ، بىدست شد ، خاك ز مى مست شد * ميكده آتش گرفت ، سوخت مى و سوخت جام
بر سر نى مىبرند ، ماه مرا از عراق * كوفه شود شامِتان ، كوفه مرامان شام !
از خود بيرون زدم در طلب خون تو * بندهى حُرّ توأم ، اذن بده يا امام !
عشق به پايان رسيد ، خون تو پايان نداشت * آنك ، پايان من در غزلى ناتمام
* * *
كربلا به اصل خود در رسيدن است :
ابتداى كربلا مدينه نيست ، ابتداى كربلا غدير بود * ابرهاى خون فشان نينوا ، اشكهاى حضرت امير بود