تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1576

مساهمون:

ص١٥٧٦
خطر سايه افكند بر خيمه‌ها * و در كودكان اضطرابى عميق
و چشمان ناباوران سحر * فرو رفته در كام خوابى عميق
*
خدايىترين بوى بيعت نشست * ز هفتاد و دو لاله در باغ دين
به خون و عطش جمله پرپر شدند * به امداد فرياد « هل من معين »
*
در آن دشت تبدار هنگامه خيز * فقط صحبت از خون و شمشير بود
در آن سو رجزهاى نامردمى * در اين سو رجز ، بانگ تكبير بود
*
به ناگاه داغ زمين تازه شد * به يك بار از اقتراحش فتاد
و عرش خدا نيز در غم نشست * حسين از سر ذو الجناحش فتاد « 1 »
هامش
( 1 ) - ميراث عشق ؛ ص 344 و 345 .