از تو پيغمبر تو از پيغمبرى * پاسدار دين حق تا محشرى
اى حسين اى سرو بستان وجود * پيش تو خيل ملايك در سجود
عشق را مفهوم و معنا نام تو * حُسن مستِ قطرهاى از جام تو
اى گلِ گلدان آغوش رسول * اى دُر مكتوم زهراى بتول
هر فضيلت را تو حرف آخرى * در صدف عرش خدا را گوهرى
گر ستون بر خيمهى دين شد نماز * تو نمازى را ستون اى سرو ناز
عقل حيران در تو و در كار تو * دل غريق ماتم خونبار تو
اى ميان امت جدّت غريب * اى عزيز بىشكست بىشكيب
اى وجودت مظهر ايثار و درد * حق به مظلوميتت خون گريه كرد
بر لب دريا لبت خشكيده بود * آب از خجلت به خود پيچيده بود
تن مشبك ، خشك لب ، گرماى ظهر * بين رحمان با تو راز سر به مهر
بهر پرواز تو هفتاد و دو بال * مقصدت قرب خداى ذو الجلال
اى رضاى حق رضايت يا حسين * مشترى باشد خدايت يا حسين
يا حسين شرمندهام از اين سخن * من غلام تو ، تويى آقاى من