تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1288

مساهمون:

ص١٢٨٨
اى زن ! اى كه مردانگى در ركاب تو ، جوانمردى آموخت .
زنان ملت ما ، اينان كه نام تو آتش عشق و درد بر جانشان مىافكند ، به تو محتاجند بيش از همه وقت .
غرب از يك سو به اسارت و ذلّتشان كشانده است و شرق از سوى ديگر به اسارت پنهان و ذلّت تازشان مىكشاند و از تو و از خود
بيگانشان مىكند .
اى زبان على در كام !
اى رسالت حسين بر دوش !
اى كه از كربلا مىآيى و پيام شهيدان را ، در ميان هياهوى هميشگى قدّاره‌بندان و جلادان ، هم چنان به گوش تاريخ مىرسانى ،
زينب ، با ما سخن بگو !
مگو كه بر شما چه گذشت !
مگو كه در آن صحراى سرخ چه ديدى !
مگو كه جنايت آن جا تا به كجا رسيد !
مگو كه خداوند ، آن روز ، عزيزترين و پرشكوه‌ترين ارزش‌ها و عظمت‌هايى را كه آفريده است ، يك جا در ساحل فرات ،
و بر روى ريگزارهاى تفتيده‌ى بيابان طف .
چگونه به نمايش آورد و بر فرشتگان عرضه كرد ، تا بدانند كه چرا مىبايست برآدم سجده مىكردند . . . ؟
آرى زينب !
مگو كه در آن جا بر شما چه رفت !
مگو كه دشمنانتان چه كردند ، و دوستانتان چه . . . ؟
آرى اى « پيامبر انقلاب حسين » !
ما مىدانيم
ما همه را شنيده‌ايم
از تو . تو پيام كربلا را ، پيام شهيدان را به درستى گذارده‌اى ؛
تو . شهيدى هستى كه از خون خويش كلمه ساختى .
همچون برادرت كه با قطره‌قطره خون خويش سخن مىگفت .
اما بگو
اى خواهر ،
بگو كه ما چه كنيم ؟
لحظه‌اى بنگر كه ما چه مىكشيم ؟
دمى به ما گوش كن تا مصائب خويش را با تو باز گوييم
با تو اى خواهر مهربان !
اين تو هستى كه بايد بر ما بگريى
اى رسول امين برادر ،
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1288 | مرضيه محمدزاده