تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1059

مساهمون:

ص١٠٥٩
در موج خون چو كشتى آل على شكست * عالم نگشت غرقه‌ى درياى خون چرا ؟
زخم تنش چو ديد فزون از ستارگان * باز اين ستارگان شده رخشان كنون چرا ؟
گر چرخ بىسكون نه عزادار آن شه است * دارد هميشه جامه به تن نيلگون چرا ؟
عالم ، سراى ماتم آل عباستى
وين جمع كاينات براى عزاستى

3

تا عرش دود آه و فغان از مدينه رفت * چون موكب امام زمان از مدينه رفت
با خيل اشك و آه چو شد كاروان روان * آرام صبر و تاب و توان از مدينه رفت
تنها نه خود مدينه ، جهان تيره شد ز غم * چون آفتاب شرع و جهان از مدينه رفت
تا زين سپس چه آيدش از كوفيان به سر * مهمان كوفيّان به فغان از مدينه رفت
امروز مگر از مدينه شد روان رسول * يا خود بتول ، اشك فشان از مدينه رفت
نى نى نه مصطفى كه على اكبر حسين * بگذشته از سر و تن و جان از مدينه رفت
نى نى نه فاطمه كه گل باغ فاطمه * زينب چو گل ز باد خزان از مدينه رفت
با طلعتى چو ماه شب چارده روان * عبّاس همچو جان جهان از مدينه رفت
قاسم چو لاله ، تازه جوانان شهر را * بنهاده داغ بر دلشان از مدينه رفت
اصغر وداع گفته ز طفلان همزبان * بر تير عشق گشته نشان از مدينه رفت
هرگز شنيده‌اى كه شتابد كسى به مرگ * اين قوم ، با شتاب چنان از مدينه رفت
هرگز نديده چشمى و نشنيده گوش كس
قومى روان و مرگ شتابان ز پيش و پس

4

بر دشت كربلا چو شه كربلا رسيد * بر اهل بيت ، نوبت كرب و بلا رسيد
موج بلا سفينه‌ى دين را فرا گرفت * سيل جفا اساس هدى را فرا رسيد
انبوه غم ، گروه ستم ، لشكر الم * از هر كرانه بر سر آل عبا رسيد
شد بر مراد اهل شقاوت مدار چرخ * ايام كامكارى آل زنا رسيد
برخاست گرد غم به سر اهل دين نشست * تا پاى اهل كينه به دشت بلا رسيد
عرش إله گشت عزا خانه‌ى حسين * آواز وا حسين ز دار العزا رسيد
صاحبْ عزا خدا و پيمبر عزا نشين * هم رايت عزا به كف مرتضى رسيد
ارواح قدسيان همه بر سر زنان شدند * بر گوششان چو ناله‌ى خير النسا رسيد
گرديد عرش و فرش پر از بانگ وا حسين * چون وا حسين از حرم كبريا رسيد
آرى حسين كشته‌ى راه خداستى
وين كشته را خدا عوض و خونبهاستى