بسطامى
نوروز على فرزند محمّد باقر واعظ معروف به فاضل بسطامى ، تاريخنگار و عالم شيعى ايرانى كه به سال 1237 ه . ق . متولد شد . او در مشهد مجاور آستان قدس رضوى نزد استادانى درس خواند . بسطامى با اينكه فقيه اصولى بود در فقه و اصول چندان شهرتى نيافت اما در حديث از استادان روزگار خويش بود ، و در تاريخ نيز تتبع فراوان مىكرد .
منابع ، وى را به داشتن فضل بسيار ، پرهيزكارى و خوش خويى ستودهاند . پس از مرگ پيكرش را در گورستان قتلگاه پشت سرِ امين الدّين طبرسى به خاك سپردند .
آثارش عبارتند از : « امواج البكاء » به فارسى ، دربارهى دفعات گريههاى امام حسين ( ع ) در كربلا و علتهاى آن كه در 15 مجلس مرتب گرديده است . « البداء » ، « التحفة الحسينيه » دربارهى وقايع كربلا ، و اسرار شهادت امام حسين ( ع ) و يارانش . بسطامى در محرم 1271 قمرى گزيدهاى از اين اثر را فراهم كرد و آن را « الوجيزه » ناميد .
« سفينة النجاة » در شرح منظومهى سيّد مهدى بحر العلوم و . . .
وى به سال 1309 ه . ق . درگذشت « 1 » .
- * -
تنى گشت فرسوده از نوك تير * كه دوش نبى بود او را سرير
خدنگ خطا ، سينهاى را دريد * كه زان سينه شد نور سينا پديد
به آن سينه چون تير دمساز شد * سر تير با عرش همراز شد
ز تير ستم ، سينهاى شد فكار * كه بُد مخزن سرّ پروردگار
كشيدى چو تير از تن خويش ، شاه * پر از خون شدى پيكر مهر و ماه
ز بس زخم كارى ، تنش شد ز كار * نبى را دل از درد شد سوگوار
* * *
جوانى كه در اين كسا داشت جاى * كه بُد پنجمين حجّت آن كساى
چو تنها در آن دشت بىيار ماند * بر آن قوم ، آيات تطهير خواند
كه ماييم ز اهل كساى رسول * نموده است اين آيه بر ما نزول
منم پنجمين حجّت آن كسا * به بالاى من شد امامت رسا
منم پنجمين فردِ آن پنج تن * كه كردند در آن كسا انجمن
* * *
شنيدم كه در وقت ذبح عظيم * ز غيرت ، بُدش چشم حق بين دو نيم
يكى جانب خيمهى با شكوه * يكى سوىِ آمد شدِ آن گروه
* * *
هامش
( 1 ) - اعيان الشيعه ؛ ج 3 ، ص 567 - 569 .