ناگهان بر ناى نى گل مىكنيم
1432
« هرمز فرهادى »
ناگهان طغيان ز لشكر سركشيد
1275
« محمد خليل مذنب »
ناله سر در خيمهى بيمار كرد
1272
« محمد خليل مذنب »
ناله مىكند نايم نينواى زخمت را
1293
« سيميندخت وحيدى »
نبايد از شب و تشويش با تو صحبت كرد
1553
« سهيل محمودى »
نبينى كه امّت همى گوهر دين
737
« ناصر خسرو »
نخستين كس كه در مدح تو شعرى گفت آدم بود
1580
« عليرضا قزوه »
نفرين به اين غروب ملالآور كبود
1629
« بهزاد پور حاجيان »
نفس بگرفتش عنان كه پاى دار
963
« نيّر تبريزى »
نقش هستى ز ازل جلوهى رخسار تو بود
1205
« شكر اللّه از خاك »
نكوتر بتاب امشب اى روى ماه
1114
« حسين مسرور »
نمىدانم چه شورى بود از عشق تو در سرها
1298
« ذبيح اللّه صاحبكارى »
نورى ز عرش ، همچو نگاه فرشتگان
1327
« نعمت ميرزا زاده »
نوشيد خاك تشنه اندوه صدايت را
1618
« سيد ضياء الدين شفيعى »
نه جانى به پاى عشق نه تيرى دگر دريغ
1692
« مهدى مظفرى ساوجى »
نيازمند درت را كرم دريغ مدار
1590
« مرتضى نوربخش »
نيزارها مىنوازند ، محزون به پاس گلويت
1690
« زكريا تفعّلى »
نيزه را سرور من ، بستر راحت كردى
1506
« محمد على عجمى »
نيمه شب بر سرم آن خسرو شيرين آمد
996
« محيط قمى »
نيمى از فواره پرواز است
1637
« حميد رضا شكارسرى »
و اللّه ان قطعتم يمينى
1326 ، 1350
« ابو الفضل العباس ( ع ) »
و على الدّهر من دماء الشّهيدين
1326 ، 1351
« ابو العلاء معرّى »
وقت است كه در پيچ و خم نوحهسرايى
908
« غالب دهلوى »
وقتى شفق خورشيد را در كام مىبرد
1494
« مجيد شفق »
وقتى صداى شوم دشمن را در لحظههاى جنگ حس مىكرد
1644
« اسماعيل سكّاك »
وقتى قدم به ساحت دلها گذاشتى
1567
« مصطفى محدّثى خراسانى »
وقتى گلوى حادثه را طى كرد ، فرياد در شهادت عاشورا
1629
« بهزاد پور حاجيان »
و گلبانگ شهادت جوش زد از ناى عاشورا
1480
« حيدر منصورى »
هالهاى بر چهره از نور خدا دارد حسين
1217
« حسان »
هانىِ زندانىِ عشق و وفا
1091
« حكيم الهى قمشهاى »
هر آنچه بيشترش خون ز تن به در مىشد
1183
« حسين على ركن منظر »
هر آن كه زخمهى عشق به تار جان دارد
1254
« محمود شاهرخى »
هرجا كه شور عشق برافراشت رايتى
1267
« على شريف »
هرچه در رمز و راز عاشوراست
1687
« محمد رضا گلدسته »
هرچه گفتم كه نگويم ، همه گفتند : بگو
1669
« منيژه درتوميان »
هركس شنيد واقعهى كربلا گريست
1173
« عباس شهرى »
هركس شنيد واقعهى كربلا گريست
1509
« محسن حافظى »
هركس كه دم به جرعهى جام ولا زند
1412
« بهاء الدين خرّمشاهى »
هركه بدگوى آن سگان باشد
721
« سنايى »
هركه پيمان با هو الموجود بست
1062
« اقبال لاهورى »
هركه در ماتمسراى شاه خوبان مىنشيند
1119
« صابر همدانى »
هركه زند جرعهى جام بلا
1092
« حكيم الهى قمشهاى »
هرگز گلى به گلشن گيتى نرسته است
1058
« ضياء الدين ناظم الملك »
هرگل كه بردميد ز هامون كربلا
792
« بابا فغانى شيرازى »
هر نكتهاى كه مردم دانا نوشتهاند
1346
« احمد مشجّرى »
هست ارواح انبيا در خلد
750
« رشيد الدين و طواط »
هست مروى كه پس از قتل شه تشنهلبان
1057
« رفعت سمنانى »
هفتاد و دو ماه و ظهر عاشورا
1535
« محمد رضا آقاسى »
هفت بند عشق دارد نينواى زخم تو
1476
« جعفر رسول زاده »
هلال ماه عزا از افق دميده خميده
1052
« مدرس اصفهانى بيد آبادى »
هلال ماه محرّم دوباره گشت پديد
1180
« عبد المجيد اوحدى »
هم عيش و سرور است ، هم اوتاد غم اينجا
1218
« حسان »
هنوز مىچكد از چشمِ آسمان آتش
1645
« عبد الرحيم سعيدى راد »
هواى العطش ناى گل انارى شد
1463
« حسين دارند »
هيچ كس مثل تو خاتون
1569
« سيد ابو القاسم حسينى »
ياد آيد زينبم كش لاله باشد داغدارى
942
« عنقا »
يادم آمد باز شور كربلا
855
« جوهرى »
ياران ! سيه بپوشيد ، ماه محرم آمد
1115
« مفتون همدانى »
يا رب به رسالت رسول ثقلين
735
« خواجه عبد اللّه انصارى »
يا رب به محمّد و علىّ و زهرا
729
« ابو سعيد ابى الخير »
يا رب چرا زمانه به مردم سياه شد
865
« وصال شيرازى »
يافتى بر خوان اگر جويى رضاى مرتضا
739
« امير معزّى »
يا للعجب كه تشنهى آب فرات بود
1027
« طرب شيرازى »
يك دشت ، دريا ، درياى موجش همه خون
1568
« سيد ابو القاسم حسينى »
يك ذو الفقار افتاده و حيدر ندارد
1610
« هادى منوّرى »
يك علم بىصاحب افتادهست ، چشمش اما او به صحراهاست
1462
« حسين دارند »
يك فروغ و آن همه رخسار روى نيزهها
1476
« جعفر رسول زاده »
يگانه دُرّى يتيم عقيق لب لعل فام
1076
« كمپانى »