گفتم كه سرت ؟ گفت سپرديم به دوست
1663
« حبيب اللّه بخشوده »
گفتى دلت هواى تربت وفا دارد
1612
« مهرى حسينى »
گلستان پيمبر را به رخ گرد غم است امشب
1242
« سيد على اكبر بهشتى »
گلستان روى اصغر چونكه آيد در خيالم
940
« عنقا »
گل صحراى جنون خاطرهى مجنون داشت
1333
« سپيده كاشانى »
گلى كه آمد و چشم دل از چمن پوشيد
1214
« عباس حداد كاشانى »
گوش كن اين گوشه را از ساز من
1528
« احمد عزيزى »
گوهر رخشان ايمان زينب ( س ) است
1247
« غلامرضا قدسى »
گوهرى در بحر خون افتاده بود
1329
« حسن صالحى خمينى »
گويد او چون بادهخواران الست
1004
« عمان سامانى »
گيسوى خورشيد مىلغزيد روى خيمهها
1424
« خسرو احتشامى »
لاجرم در كربلا عشاق چند
986
« صفى على شاه »
لاله خونين سر زد از دامان خاك
1225
« حميد سبزوارى »
لالهگون دشت غم از خون خدا مىبينم
1208
« اصغر عرب »
لب تشنهاى ، شكستهدلى ، خسته پيكرى
899
« فدايى مازندرانى »
لب تشنه بود و شمر بريد از قفا سرش
1307
« محمد حسين بهجتى »
لب تشنهى داغم ، دلم را با عطش دم كن
1681
« محسن احمدى »
لعل لب آن كس كه ثنا خوان حسين است
1348
« سيد رضا مير جعفرى »
ماجراى كربلا شرح بلاى زينب است
1369
« سيد رضا مؤيد »
ماند چون جسم حسين تشنه لب در آفتاب
1030
« صامت بروجردى »
مانند ستاره ، از سرا پردهى شب
1461
« اكبر بهداروند »
ماه افلاك بنى هاشم يعنى عبّاس
1055
« رفعت سمنانى »
ماه خورشيد و گل و شبنم رسيد
1631
« بابك نيك طلب »
ماه محرّم آمد و دل نوحه برگرفت
815
« شفايى اصفهانى »
ماه محرم آمد و گشتند سوگوار
915
« هماى شيرازى »
ماه محرم است و بهار گريستن
1282
« عباسعلى هجر »
ماه محرّم است و شد دجله روان ز چشم ما
795
« اهلى شيرازى »
مثل يك دجله تشنگى ، جارىام در دل سراب
1460
« جليل واقعطلب »
محرم آمد و آفاق مات و محزون شد
1159
« شهريار »
محرم آمد و شد روى روزگاران سرخ
1338
« بهمن صالحى »
محرّم آمد و نو كرد درد و داغ حسين
1159
« شهريار »
محرم است و زمين بار ديگر آشوبد
1652
« سيد قاسم ناظمى »
مدهوشم و سرمست ز ميناى غم و رنج
1470
« عباس شب خيز »
مدينه بود و غوغا بود
1454
« مصطفى رحماندوست »
مدينه كاروانى سوى تو با شيون آوردم
1378
« محمد جواد غفور زاده »
مدينه ، كربلا را مىشناسد
1673
« خليل ذكاوت »
مردم ! دلم را نديديد ديروز اين دوروبرها ؟
1668
« منيژه درتوميان »
مردى كه طوفان خانه زادش ، همنشين بود
1539
« محمود رضا اكرامى »
مرغ عشقم باز در پرواز شد
992
« صفى على شاه »
مژده رسيد آشكار ، ز فضل پروردگار
1153
« عبد الحسين وكيلى »
مستورهى پاك پردهى شب
1365
« سيد على موسوى گرمارودى »
مشتاق و دل سپرده و ناآرام ، زين كرد سوى حادثه مركب را
1679
« فاطمه سالاروند »
مشعل تابان عالم پاسدار دين حسين جان
1340
« محمود قارى زاده »
مشك تشنه ، ماه تشنه
1617
« سيد ضياء الدين شفيعى »
مشكن دل ار چه عهد تو بشكست روزگار
748
« اديب صابر ترمذى »
مصطفى گلبوسه بر آن لاله زد
1226
« حميد سبزوارى »
مظهر انوار ربانى حسين بن عليست
720 ، 825
« صائب تبريزى »
من ايستاده بر لب درياى بيكران
1193
« احمد ناظر زاده كرمانى »
من حسينى مذهبم اى يار من
779
« شاه نعمت اللّه ولى »
من عاشق دلباختهى روى حسينم
1279
« خداداد نورايى اراكى »
منقلب شد قلب شاهنشاه عشق
1122
« صابر همدانى »
من ماندم و كوه شرمسارى
1393
« عباس براتى پور »
مُهر سكوت او به صف كربلا شكست
1353
« ژوليده نيشابورى »
مهى كه چشم همه اختران بود سويش
1508
« محسن حافظى »
مىآيد از سمت غربت ، اسبى كه تنهاى تنهاست
1381
« محمد على مجاهدى »
مىتپد در نبض خورشيد اضطراب
1564
« صديقه وسمقى »
مىخواست كفر افكند از جوش كعبه را
1472
« حسين آهى »
مىدمد در سينهام طوفان آه از شش طرف
1507
« محمد على عجمى »
مىدود اسبى با يال پريشان در باد
1665
« محمد شريف سعيدى »
مىرسد بوى خوش آشنا
1333
« سپيده كاشانى »
مىرسد خشك لب از شطّ فرات ، اكبر من نوجوان اكبر من
876
« يغماى جندقى »
ميزبانان ، به دعوت باطل رفتند
1541
« سلمان هراتى »
مىكشان از خون دل مى مىكشند
1339
« كاظم واعظى »
مىوزد در من نسيم ياد تو
1563
« صديقه وسمقى »
نائى نى ، داستان عشق باز آورده است
1305
« ابو القاسم گرامى »
نادم و دلخسته و زار و پريشان آمدم
1277
« سيد محمد خسرونژاد »
نازم حسين را كه چو در خون خود تپيد
1187
« خوشدل تهرانى »
ناگاه باغ سبز پيمبر سوخت
1294
« سيميندخت وحيدى »