محمد احمد القابسى
شاعر و اديب معاصر تونسى است كه به شعر نو توجه نمود و در اين زمينه درخشش قابل ملاحظهاى يافت . شعر او در مغرب عربى با استقبال روبرو گرديد .
- * -
هل يغسل ثانية مدائنكم الخائنات
أم يظلّ رأس الحسين منها لا يخرج ! . . .
الثّلج
حين يهمى يأتى معه الدّم
كصوت الرّيح
كطعم الحقد
كحدّ السّيف
يأتى الثّلج أحمر . . . أحمر
فابحثوا بينكم عن القاتل
ابحثوا تحت القمصان بين التّرائب
فهل اشتكيك
ام أشتكيهم ؟
ام على جبهة الماء
اظلّ أكتب بدم الحسين
و أصفّق للمستحيل ؟ ! « 1 »
آيا بار ديگر شهرهاى شما را خائنان با خون مىشويند ؟ !
و سر حسين ( ع ) بر آن سايه افكنده و همچنان خونش جارى است .
خونى كه از دل برف سرد يخزده مىجوشد و آن را رنگين مىنمايد .
مانند صداى باد ، مانند طعم كينه ، مانند حدّ شمشير !
برف خونين مىآيد . در ميان خود قاتل را جستجو كنيد . زيرا رثاى حسين ( ع ) و خون او عامل برانگيختن است .
قاتل در همين خاك است . بايد در جامعهى خويش پيدايش كرد .
آيا من به تو شكايت كنم يا به آنها شكايت نمايم و يا بر صورت آب ؟
در اين مسير همواره بايد با خون حسين نگاشت .
هامش
( 1 ) - أجراس كربلاء ؛ ص 46 و 48 .