عبد الحسين اسد اللّه
شيخ عبد الحسين اسد اللّه به سال 1283 ه . ق . در نجف اشرف به دنيا آمد و براى تحصيلات به كاظمين رفت . او در سال 1310 ه . ق . به نجف بازگشت و دورهى تخصصى دروس دينى را نزد اساتيدى مانند « شيخ رضا همدانى » ادامه داد . در سال 1330 ه . ق . شرحى بر كتاب استادش آخوند خراسانى در اصول فقه نگاشت كه مورد توجّه « شيخ محمّد تقى شيرازى » رهبر انقلاب عراق قرار گرفت و بر آن تقريض نوشت . كتاب او با نام « الهداية فى شرح الكفاية » منتشر گرديد . او در سال 1336 ه . ق .
وفات يافت « 1 »
- * -
1 - ما للعيون قد استهلّت بالدم * أفهلّ - لا أهلا - هلال محرم
2 - حيّا بطلعته الورى نعيا و قد * ردوا عليه تحية بالمأتم
3 - ينعى هلالا بالطّفوف طلوعه * قد حفّ فى فلك الوغى بالانجم
4 - يوم به سبط الرّسول استرسكت * نحو العراق به ذوات المنسم
5 - أدّى مناسكه و أفرد عمرة * و لعقد نسك الحج لما يحرم
6 - و من الحطيم و زمزم زمّت به * الأيام و هو ابن الحطيم و زمزم « 2 »
1 - محرّم ، تو ماه نامباركى هستى كه خون را از ديده جارى مىسازى 2 - و با خبرهاى ناگوار به خلق سلام مىكنى . من حاضر نيستم به چنين ماهى خوشآمد بگويم .
3 - هلال ماهت بايد در طلوعش كمك بگيرد زيراكه آسمان پرآشوبش پر از ستارگان اجتماعكننده است .
4 - روزىكه در آن سبط پيامبر درحالىكه راهش روشن و مشخص بود بهسوى سرزمين عراق رهسپار شد .
5 - درحالىكه محرم بود مناسك حج را به عمرهى مفرده به پايان برد .
6 - فرزند حطيم « 3 » و زمزم ، حطيم و زمزم را رها كرد ( از مكّه خارج شد ) .
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 9 ، ص 16 .
( 2 ) - همان ص 14 .
( 3 ) - حطيم : كنار خانهى كعبه يا ديوار كعبه يا آنچه بين ركن و زمزم و مقام است . حجر اسماعيل .