12 - جملگى شربت شهادت نوشيدند ، جامى كه از پيش مهيّا بود .
13 - حسين برايشان بتاخت و شمشيرهاى پهن به سويش شتافت .
14 - اى خشم خداى ! مباد كه به ناله و فريادشان رحم آورى .
15 - بالاخره تنها و تشنه از ميان دشمن برگشت ، و همچنانكه تشنه و تنها رفته بود .
16 - و لم يزل يرتقى إلى أن * دعاه داعى اللقا فصاحا
17 - دونكم مهجتى فأنّى * دعيت أن أرتقى الضراحا
18 - فكلكلوا فوقه فهذا * يقطع رأسا و ذا جناحا
19 - يا بأبى أنفسا ظماء * ماتت و لم تشرب المباحا
20 - يا بأبي أوجها صباحا * باكرها حتفها صباحا
16 - پيوسته ، مرغ جانش به سوى جانان پر مىكشيد ، تا پيك حق در رسيد ، گفت :
17 - بيائيد . بيائيد ! اين جرعه خون دلم را بريزيد كه مرا سوى عالم بالا خواندند .
18 - هجوم بردند بر سرش : آن يك سرش بريد و آن ديگر بازويش .
19 - پدرم قربان آن تشنه كامان كه خشكيده لب سوى جنان پر كشيدند .
20 - پدرم فداى آن چهرههاى تابناك كه سپيدهدم سر در قدم جانان نهادند .
21 - يا بأبى أجسما تعرّت * ثمّ اكتست بالدماء وشاحا
22 - يا سادتى يا بنى علىّ * بكى الهدى فقدكم و تاحا
23 - أو حشتم الحجر و المساعى * آنستم القفر و البطاحا
24 - أو حشتم الذّكر و المثانى * و السّور الطوال الفصاحا
25 - لا سامح اللّه من قلاكم * و زاد أشياعكم سماحا « 1 »
21 - پدرم فداى آن تنهاى عريان كه از خون ، جامه گلگون ساختند .
22 - اى سروران من ! اى زادگان على ! دين خدا در ماتم شما شيون و زارى آغاز كرد .
23 - كعبه و حجر و هم صفا و مروه از وحشت فقدان شما به خود لرزان و ريگزار دشتها با در آغوش گرفتن پيكر شريفتان روحافزاست .
24 - با فقدان شما اركان دين ويران گشت ، قرآن و مثانى با سورههاى فرقانى .
25 - خداى بر آنها رحمت نياورد كه شما را دشمن گرفتند و بر آنانكه پيرو شمايند رحمت فراوان باد .
* * *
مدح اهل بيت ( ع ) :
1 - ألست ترى جبريل و هو مقرّب * له فى العلى من راحة القصد موقف ؟ !
2 - يقول لهم أهل العبا : أنا منكم ؟ ! * فمن مثل اهل البيت إن كنت تنصف ؟ !
3 - نعم آل طاها خير من وطئ الحصى * و أكرم أبصار على الأرض تطرف
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 2 ، ص 47 و 48 . الغدير ؛ ج 4 ، ص 137 و 138 .