منهزم شدند . * وسيد ، عليه السلام ، بر استرى سبز خنگ « 1 » نشسته بود ، با بعضي مهاجر وأنصار وأهل بيت ، ميل به جانب دست راست « 2 » كرد . وعباس را فرمود تا أنصار وأصحاب « 3 » سمره « 4 » ، كه در حديبيه بيعت كرده بودند ، آواز كند . وچون آواز وى بشنفتند ، به خدمت سيد ، عليه السلام ، آمدند . وسيد ، عليه السلام ، روى در كفّار نهاد وبا ايشان جنگ درپيوست .
وسيد ، عليه السلام ، بر سر تلّى رفت ونگاه مىكرد تا كفّار به هزيمت برفتند ، وبعضي دستگير كردند وبعضي به قتل آوردند . وهنوز لشكر اسلام كه به هزيمت رفته بودند ، به تمام بازنيامده بودند كه مالك « 5 » بن عوف بگريخت وبه طائف رفت .
جبير بن مطعم ، رضى اللّه عنه ، گفت ، پيش از آن كه كافران به هزيمت رفتندى ، بر مثال گليمهاى سياه ديدم كه از آسمان فرو مىآمد . بعد از آن ، چون نگاه كردم ، همهء وادى را ديدم كه پر مور سياه شده بود . دانستم كه فريشتگان بودند كه به مدد مسلمانان آمده بودند ، وهزيمت كفّار از ايشان بود .
ومالك بن عوف چند سوار فرستاده بود ، ميان لشكر اسلام ، تا حالي معلوم كنند . چون بازگشتند ، متغيّر بودند وگفتند : سواران را ديديم كه از آسمان فرو مىآمدند ، وبر اسبهاى أبلق نشسته بودند وجامهء سپيد داشتند .
وسيد ، عليه السلام ، لشكر از پى كفّار ، كه منهزم شده بودند ، بهر گوشه فرستاد وأسير ومال بسيار بياوردند . واز جملهء أسيران شيماء دختر حارث كه همشيره سيد ، عليه السلام ، بود نيز با خود بياوردند . وچون به خدمت سيد ، عليه السلام ، رسيدند ، ايشان را استمالت فرمود وگفت : بر شما تكليف نيست ، اگر خواهيد اينجايگه [ پيش من ] مقام كنيد * واگر خواهيد باز قبيلهء خود رويد « 6 » . پس شيماء التماس قبيله كرد . وسيد ، عليه السلام ، بفرمود تا كار راستى وى كردند . وغلامي وكنيزكى به وى داد وبه اعزازى هرچه تمامتر باز قبيله فرستاد .
وچون جملهء لشكر بازگشتند ، سيد ، عليه السلام ، روى باز مكة نهاد وبفرمود تا سبايا « 7 » ومالها كه آورده بودند در جعرانه « 8 » بازداشتند ، ومسعود بن عمرو الغفاري بر آن بگماشت .
هامش
( 1 ) . خنگ مطلق سفيد عموما ، وأسب سفيد خصوصا ، وچون به سبزى مايل باشد سبز خنگ گويند .
( 2 ) . در أصل : ميل جانب بر دست راست
( 3 ) . در أصل : تا أنصار آواز وأصحاب
( 4 ) . أصحاب سمره ( به فتح سين وضم ميم درخت طلح يا صمغ عربى ) همان كساني هستند كه پيغمبر صلعم ، در غزو حديبيه ، هنگامى كه شنيده شد قريش عثمان را كشتهاند ، بيعت با ايشان تازه كرد . اين بيعت همان بيعة الرضوان است ( سيره ، ص 809 ) .
( 5 ) . در أصل : ومالك
( 6 ) . در أصل : آنجايگه مقام كنيد . وبر طبق سيره ، ص 924 و 925 ، به متابعت از نسخهء مج نقل شد . در سيره ، ضميرها وافعال به صيغهء مفرد آمده است .
( 7 ) . سبى كغنى برده ، سبايا جمع ( منتهى )
( 8 ) . براي جعرانه - ص 119 ، ح 2 . تقسيم غنايم در جعرانه در ذىقعده سنهء هشتم هجرى قمري بوده است .