والياس سه پسر داشت : * مدركه ، طابخه ، وقمعه . ومادرشان از يمن بود .
واز قمعه ، عمرو بن لحىّ ظاهر شد . وأول كسى كه در عرب بتپرستى كردى وى بود . وگويند كه قبيلهء خزاعة از فرزندان وى بود . وسيد ، عليه السلام ، از حال وى خبر داد وفرمود :
رأيت عمرو بن لحىّ يجرّ قصبه في النّار .
وديگر فرمود :
إنّه كان أوّل من غيّر دين إسماعيل ، فنصب الأوثان ، وبحر البحيرة ، وسيّب السّائبة ، ووصل الوصيلة ، وحمى الحامي « 1 » .
وقال تعالى :
ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَلا سائِبَةٍ وَلا وَصِيلَةٍ وَلا حامٍ
« 2 » .
بحيره آن بود كه عرب ، چون اشترى مادة پنج فرزند بياوردى ، بر خود حرام كردندى وخليع العذار بگذاشتندى .
وسائبه آن بود كه عرب نذر كردى كه اگر فلان كار برآيد ، فلان اشتر مسيّب باشد ، همچون بحيره . وگفتهاند : اشتر بود كه بتان را پذيرفتندى وكار نفرمودندى . « 3 »
ووصيله آن بود كه اگر گوسفند بچهء مادة آوردى . گفتندى : از آن ما است ، واگر بچهء نر آوردى ، گفتندى : از آن بت است .
وحامى آن بود كه چون از اشترى فحل ده بچه گرفتندى ، گفتندى : حقّ بت است وكار نكند .
وسبب پرستيدن عمرو بن لحىّ بت را ، آن بود كه چون به تجارت رفت به شام ، در زمين بلقا ، عمالقه را ديد كه بت مىپرستيدند ومىگفتند : حاجتهاى ما برمىآورد . وبتي بستد هبل نام ، ودر خانهء كعبه نهاد وعرب را بدان دعوت كرد .
وگفتهاند : سبب بت پرستيدن در عرب آن بود كه از فرزندان إسماعيل در مكة جاى نداشتند از كثرت ومتفرّق مىشدند . وهر قومي ، سنگى از حرم برمىگرفتند وبه جاى [ خانهء كعبه ] « 4 » طواف مىكردند . بعد از مدتي ، بدعتهاى ديگر بدان سنگها آوردند ، وهر كسى بتخانه جز آن ساختندى وهمچون كعبهاى معظم كردندى « 5 » . تا به درجهاى رسيد كه دين إسماعيل منسوخ گشت « 6 » . * وچون اسلام ظاهر شد ، سيد ، عليه السلام ، بفرمود : تا خراب همىكردند .
و
هامش
( 1 ) . عبارات عربى در اينجا وساير جاها بر طبق متن سيره ، اصلاح واعراب شد .
( 2 ) . مائده 5 : 103 .
( 3 ) . مقصود آن است كه اين اشتران اختصاص به حمل بتان داشتهاند .
( 4 ) . از سيره ، ص 103 ، نقل شد .
( 5 ) . كذا
( 6 ) . حكايت عمرو بن لحى وموضوع بحيره و . . . وبتهاى عرب در ص 100 - 108 سيره ، آمده است .