16 [ رزقها ]
و الرزق ما صحّ الانتفاع به و لم يكن لأحد منعه منه .
رزق چيزى است كه بهره بردن از آن صحيح و جايز باشد و هيچ كس حقّ منع كردن شخص از آن را نداشته باشد .
و السعي في تحصيله قد يجب و يستحب و يباح و يحرم .
تلاش در راه به دست آوردن روزى گاهى واجب ، گاهى مستحب ، گاهى مباح و گاهى حرام مىباشد .
17 [ قيمتها ]
و السعر تقدير العوض الذي يباع به الشيء ، و هو رخص و غلاء و لا بد من اعتبار العادة و اتحاد الوقت و المكان ، و يستند إليه تعالى و إلينا أيضا .
سعر [ - قيمت و بها ] اندازهء عوض است كه بدان شىء فروخته مىشود ، و آن يا ارزان است و يا گران . براى تعيين ارزان يا گران بودن قيمت يك كالا بايد آنچه را در زمان و مكان مشابه متعارف است ، در نظر گرفت . سبب گرانى و ارزانى گاهى خداوند است و گاهى خود ما مىباشيم .
18 [ اصلح ]
و الأصلح قد يجب لوجود الداعي و انتفاء الصارف .
پديد آوردن آنچه به حال فرد اصلح است گاهى [ بر خداوند ] واجب مىباشد ، به خاطر وجود داعى بر آن و فقدان بازدارنده [ و مانع ] از تحقق آن .
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 250
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٥٠