جنسا و وصفا أما إذا لم يكن هناك معاوضة و بلغ النفع حدّا يكون غاية ما يطلبه العقلاء لم يختلف العقلاء في اختيار المشقة بسببه حتى أن العقلاء يسفهون الممتنع منه
و عن الثالث : انّ الشكر لا يشترط فيه المشقة و اللّه تعالى قادر على إزالة صفة المشقة عن هذه الأفعال ، فلو كان التكليف شكرا لزم العبث في صفة المشقة و لأن طلب الفعل الشاق شكرا يخرج النعمة عن كونها نعمة .
متن : بر خلاف مجروح ساختن شخص و سپس مداوا كردن وى ، [ كه كار نيكويى نيست ] ، و بر خلاف معاوضات [ كه مصلحت در آن به پايهاى نيست كه كسى در آن اختلاف نداشته باشد ] ، و شكر باطل است . [ چرا كه در شكر مشقت معتبر نيست . ]
شرح : اينها اشكالهايى است كه بر رأى برگزيدهء مؤلف ( ره ) وارد شده است :
اشكال اول : تكليفى كه غرض از آن رسيدن منفعت به مكلّف باشد ، به منزلهء جراحتى است كه كسى بر ديگرى وارد مىآورد و آنگاه براى بهبودى او با او به ملاطفت مىپردازد . همانگونه كه آن قبيح است ، تكليف نيز قبيح مىباشد .
اشكال دوم : تكليف به قصد رسيدن نفع به منزلهء معامله و مبادله است ، مانند خريد و فروشها ، اجارهها و غير آنها ، [ كه در آن شخص در برابر چيزى كه دريافت مىكند هزينهاى مىپردازد . ] و ترديدى نيست كه مبادلهها نياز به رضايت هر دو طرف معامله دارد تا آنجا كه اگر كسى بدون اذن طرف ديگر اقدام به مبادله كند ، كار ناپسند و قبيحى انجام داده است . درحالىكه نزد شما تكليف مشروط به رضايت مكلّف نيست . [ پس نمىتوان آن را از باب معاوضه به شمار آورد . ]
اشكال سوم : چرا جايز نباشد كه تكليف به خاطر شكر نعمتهاى پيشين باشد ، [ يعنى مقصود اصلى از آنها شكر و سپاس از خداوند به خاطر نعمتهاى بىكرانش باشد ، نه رسيدن نفعى به مكلّف . ]
پاسخ اشكال نخست : [ ميان تكليف و جراحت به گونهء ياد شده ] دو فرق وجود
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٤٦