برخاست و مىگفت :
تو همان راهبرى كه با فرمانبردارىاش در روز قيامت از پروردگار خود اميد خشنودى داريم .
آنچه را پوشيده و مشتبه بود از دين ما برايمان روشن ساختى . پروردگارت از طرف ما تو را جزاى نيك دهد . « 1 »
ابو الحسن بصرى و محمد خوارزمى گفتهاند : وجه تشبيه امام عليه السّلام اهل جبر را به مجوس چند چيز است :
1 - از ويژگىهاى مجوس آن است كه سخنانى سست و عقايدى بىپايه و واضح البطلان دارند ؛ اهل جبر نيز چنيناند .
2 - عقيدهء مجوس آن است كه خداوند چيزى را مىآفريند آنگاه از آن برائت مىجويد ، همانگونه كه ابليس را آفريد و سپس از او دورى جست . اهل جبر نيز گفتند : خداى متعال كارهاى قبيح را انجام مىدهد و سپس از آنها برائت مىجويد .
3 - مجوس گفتند : ازدواج با خواهران و مادران با قضا و قدر و ارادهء خداوند صورت مىپذيرد ، اهل جبر نيز با ايشان موافقت كردند آنجا كه گفتند : ازدواج مجوس با خواهران و مادرانشان با قضا و قدر و ارادهء خداوند انجام مىشود .
4 - مجوس گفتند : قادر بر خير ، قدرت بر شرّ ندارد و به عكس ، و اهل جبر گفتند :
قدرت ، فعل را ايجاب مىكند و بر آن تقدم ندارد [ بلكه مقارن با فعل حادث مىشود . ] بنابراين ، انسان قادر بر خير ، قدرت بر شرّ ندارد و به عكس . [ زيرا انسان قادر بر خير كسى است كه از او خير صادر مىشود و هنگام صدور خير ، شرّ سر نمىزند و تحقق نمىيابد ، پس قدرت بر شرّ نيز ، كه مقارن تحقق شرّ است ، در او وجود ندارد . ]
هامش
( 1 ) - الاصول من الكافى ، ج 1 ، ص 155 .