المؤمنين عليه السّلام فرود آمد ، پس منافقان گفتند : واللّه اين مرد گمراه شده است در محبت پسر عمّش وآنچه در حقّ أو مىگويد به خواهش خود مىگويد ، پس نازل شد
وَالنَّجْمِ إِذا هَوى
« سوگند ياد مىكنم به ستاره در هنگامى كه فرود آمد »
ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَما غَوى
« گمراه نشده صاحب شما وخطا نكرد »
وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى
« ونمىگويد سخن از خواهش نفس خود »
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
« 1 » « نيست نطق أو مگر وحى كه نازل مىشود بر أو » « 2 » .
وابن ماهيار روايت كرده است كه : ابن كوّا از حضرت أمير عليه السّلام پرسيد از تفسير قول الهى
فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ . الْجَوارِ الْكُنَّسِ
يعنى : « قسم نمىخورم يا مىخورم به ستارههاى رجوعكننده ، روندهء پنهان شونده » ، حضرت فرمود كه : « خنّس » گروهىاند كه پنهان مىكنند علم اوصياى پيغمبر را ومردم را به مودّت غير ايشان خوانند ، و « جواري » ملائكهاند كه جارى شوند به علم بسوى رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ، و « كنّس » اوصياى پيغمبرند كه علم أو را جاروب كنند وجمع نمايند ؛
وَاللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ
فرمود كه : مراد ظلمت شب است ومثل زده است براي كسى كه به ناحق دعوى امامت براي خود كند ؛
وَالصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ
« 3 » فرمود كه : كناية از علم أوصياء است كه علم ايشان از صبح روشنتر وظاهرتر است « 4 » .
وأحاديث بسيار وارد شده است در تفسير « خنّس » كه : مراد امامي است كه پنهان مىكند خود را از مردم پس ظاهر مىشود مانند شهاب درخشنده در شب تار « 5 » .
وخدا مىفرمايد
وَعَلاماتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ
« 6 » مفسران گفتهاند كه : يعنى
هامش
( 1 ) . آيات اين روايت ، آيات 1 - 4 سورهء نجم مىباشند .
( 2 ) . امالى شيخ صدوق 468 ؛ مناقب ابن شهرآشوب 3 / 15 .
( 3 ) . آيات اين روايت ، آيات 15 - 18 سورهء تكوير مىباشند .
( 4 ) . تأويل الآيات الظاهرة 2 / 769 .
( 5 ) . كمال الدين 325 ؛ غيبت شيخ طوسي 159 ؛ تأويل الآيات الظاهرة 2 / 770 ؛ غيبت نعمانى 168 .
( 6 ) . سورهء نحل : 16 .