وَتَقْواها
فرمود كه : يعنى الهام كرده است أو را تمييز كردن ميان حق وباطل ،
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها
فرمود كه : يعنى رستگارى يافت نفسي كه خدا أو را پاكيزه گردانيد ،
وَقَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها
« وبتحقيق كه نااميد شد كسى كه خدا نفس أو را پنهان گردانيد به سبب جهالت وفسوق » ،
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها
يعنى : « تكذيب نمودند قبيلهء ثمود به سبب طغيان خود » فرمود كه : مراد به ثمود گروهى از شيعهاند كه بر خلاف مذهب حقّ اماميهاند مانند زيديه وأمثال ايشان چنانچه در جاى ديگر فرمود :
وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى فَأَخَذَتْهُمْ صاعِقَةُ الْعَذابِ الْهُونِ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
« 1 » يعنى : « وامّا طائفهء ثمود - كه قوم صالح بودند - پس راه نموديم ايشان را پس دوست داشتند نابينائى را بر هدايت وايمان ، پس فرا گرفت ايشان را صاعقهء عذاب خواركننده به سبب آنچه بودند كه كسب مىكردند » فرمود كه : مراد به ثمود ، شيعيان گمراهند ؛ وصاعقهء عذاب خواركننده ، شمشير حضرت قائم عليه السّلام است در وقتي كه ظاهر شود ؛
فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ
فرمود كه : يعنى به ايشان گفت پيغمبر ،
ناقَةَ اللَّهِ وَسُقْياها
« بداريد وحفظ كنيد ناقهء خدا را وآب خوردن آن را » فرمود كه : « ناقة » كناية است از امامي كه علوم خدا را به ايشان مىفهماند ، و « سقياها » يعنى نزد اوست چشمههاى علم وحكمت ،
فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاها
يعنى : « پس تكذيب كردند پيغمبر را پس پى كردند ناقة را پس پوشانيد ومحيط گردانيد عذاب را به ايشان پروردگار ايشان به گناه ايشان ، پس همه را يكسان گردانيد وهلاك نمود » ، وفرمود كه : مراد ، عذاب ايشان در رجعت است ،
وَلا يَخافُ عُقْباها
يعنى : نمىترسد امام از مثل آنچه در دنيا بر أو واقع شده است در رجعت « 2 » .
مؤلف گويد : هر تأويلى كه در اين حديث وارد شده است ، از تأويلات خفيهء غامضه است ومبتنى بر آن است كه سابقا مذكور شد كه خدا قصصى را كه در قرآن ياد فرموده از
هامش
( 1 ) . سورهء فصلت : 17 .
( 2 ) . تأويل الآيات الظاهرة 2 / 803 - 804 .