مىخواهى وبازمىستانى پادشاهى را از هر كه مىخواهى » پس خدا پادشاهى را به بنى اميّه داده است ؟ حضرت فرمود كه : چنين نيست كه مردم فهميدهاند ، خدا به ما داده است پادشاهى را وبنى اميّه از ما غصب كردهاند مانند كسى كه جامهاى داشته باشد وديگرى به جبر بگيرد ، پس آن شخص مالك آن جامه نخواهد بود « 1 » .
وأيضا از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه : حق تعالى تأديب نمود پيغمبرش را موافق خواهش ومحبت خود ، پس أو را خطاب نمود كه
إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
« 2 » يعنى : « بدرستى كه تو بر خلق عظيم هستى » ودر جميع اخلاق حسنه كامل گرديدهاى ، پس مردم را خطاب كرد كه
ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
« 3 » يعنى :
« هر چه رسول عطا كند به شما وامر كند شما را به آن ، پس بگيريد آن را وقبول كنيد آن را ؛ وهر چه شما را از آن نهى كند ، منتهى شويد وترك كنيد آن را » ، وفرمود كه
مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ
« 4 » يعنى : « هر كه أطاعت رسول مىكند پس بتحقيق كه أطاعت كرده است خدا را » .
پس حضرت فرمود كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم تفويض كرد امر امّت را بسوى علي عليه السّلام وأو را امين گردانيد بر دين خدا واحكام الهى وأمور امّت ، پس شما تسليم كرديد وقبول كرديد وانكار كردند ساير امّت ، پس بخدا سوگند كه ما دوست مىداريم شما را كه سخن گوئيد هرگاه ما سخن گوئيم وخاموش باشيد هرگاه ما خاموش باشيم ، ومائيم واسطهء ميان خدا وشما ، وبخدا سوگند كه خدا چيزى نداده است به احدى در مخالفت امر ما « 5 » .
وابن شهرآشوب روايت كرده است در تفسير قول حق تعالى
وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى 1 / 166 ؛ كافى 8 / 266 .
( 2 ) . سورهء قلم : 4 .
( 3 ) . سورهء حشر : 7 .
( 4 ) . سورهء نساء : 80 .
( 5 ) . تفسير عياشى 1 / 259 ؛ بصائر الدرجات 384 ؛ كافى 1 / 265 .