را « 1 » .
مترجم گويد كه : بناى اين أحاديث بر قرائت دوم است ، وآنچه به خاطر مىرسد به چهار وجه تأويل مىتوان كرد :
أول آنكه : مضافى در كلام تقدير كنند ، يعنى از أهل مودت سؤال مىكنند كه : به چه گناه ايشان را كشتند ؟
دوم آنكه : اسناد قتل به مودت ، اسناد مجازى باشد ومراد از قتل أهل مودت باشد .
سوم آنكه : تجوزى در قتل ارتكاب كنيم وتضييع مودت را قتل گفته باشد مجازا ، ومراد از قتل مودت ، باطل كردن آن وعدم قيام به آن وبه حقوق آن باشد .
چهارم آنكه : بعضي از روايات را حمل كنيم بر قرائت مشهوره به آنكه مراد به موءوده ، نفس مدفونهء در تراب باشد مطلقا - مرده يا زنده - يا اشاره باشد به آنكه چون در راه خدا كشته شدهاند مرده نيستند بلكه زندهاند نزد خدا وروزى مىخورند ، چنانچه حق تعالى فرموده است
وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ
« 2 » تا آخر آية ، پس گويا زنده مدفون شدهاند ؛ واين وجه نهايت لطف دارد .
هامش
( 1 ) . تفسير فرات كوفي 542 .
( 2 ) . سورهء آل عمران : 169 .