در آن نوشته است نامهاى أهل بهشت ونامهاى پدران وقبيلههاى ايشان را ، پس گشود نامهء أصحاب شمال را وديد كه در آن نوشته است نامهاى أهل جهنم ونامهاى پدران وقبيلههاى ايشان را ، پس فرود آمد وصحيفهها در دست آن جناب بود پس بر منبر رفت وخطبه خواند وفرمود : أيها الناس ! مىدانيد كه چه چيز در دست من است ؟
صحابه گفتند : خدا ورسول أو بهتر مىدانند .
پس دست راست را بلند كرد وفرمود : اين نامهاى أهل بهشت است ونامهاى پدران وقبيلههاى ايشان تا روز قيامت ، ودست چپ را بلند كرد وفرمود : اين نامهاى أهل جهنم است ونامهاى پدران وقبيلههاى ايشان تا روز قيامت ، نه يكى زياد مىشود ونه يكى كم ، خدا حكم كرده است وبه عدالت حكم كرده است وهمه به كردههاى خود مستحق بهشت ودوزخ شدهاند ، گروهى در بهشتند وگروهى در جهنم .
پس آن نامهها را به أمير المؤمنين عليه السّلام داد « 1 » .
ودر روايات معتبرهء بسيار ديگر فرمود كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : خدا امّت مرا تا روز قيامت براي من ممثّل گردانيد در طينتهاى ايشان كه شناختم ايشان را به نام خود وپدر ومادر وقبيله وحليه وشمايل واخلاق واعمال ايشان ، پس صاحب علمها كه در قيامت خواهند آمد فوج فوج بر من گذشتند وهمه را ديدم وهمه را مىشناسم چنانكه شما آشنايان خود را مىشناسيد ، پس در ميان آنها استغفار كردم براي تو وشيعيان تو يا علي ، وبدان كه خدا وعده داده است مرا در حقّ شيعيان تو كه بيامرزد از ايشان هركه ايمان آورد وپرهيزكار باشد وبديهاى ايشان را به نيكى بدل كند « 2 » .
ودر روايات ديگر چنان است كه : خدا امّت مرا در روز الست بر من عرض كرد پس
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات 192 در ضمن دو روايت . ونيز رجوع شود به كافى 1 / 444 ومناقب ابن شهرآشوب 1 / 183 - 184 .
( 2 ) . رجوع شود به بصائر الدرجات 84 - 86 وكافى 1 / 443 وتفسير فرات كوفي 393 وامالى شيخ مفيد 126 وامالى شيخ طوسي 649 .