نمىنوشت وغالب أوقات ديگران را امر به خواندن نامهها مىفرمود وخواندن ونوشتن را از بشرى نياموخته بود ، چنانكه در حديث صحيح از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه :
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نامه را مىخواند ونمىنوشت « 1 » .
ودر حديث معتبر ديگر فرمود : از چيزهائى كه حق تعالى منّت گذاشته بود بر پيغمبر خود آن بود كه امّى بود ونمىنوشت ونامه را مىخواند « 2 » .
ودر حديث حسن ديگر فرمود در تفسير آيهء
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ
« 3 » كه ترجمهاش آن است كه : « اوست كه فرستاد در ميان امّيان رسولي از ايشان » ، حضرت فرمود كه : ايشان خط داشتند وليكن چون كتابي از خدا در ميان ايشان نبود وپيغمبرى هنوز در ميان ايشان مبعوث نشده بود ، به اين سبب ايشان را امّى ناميد « 4 » .
وبه سند معتبر منقول است كه شخصي از امام محمد تقي عليه السّلام پرسيد كه : چرا حضرت رسول را امّى ناميدند ؟ حضرت فرمود كه : سنّيان چه مىگويند ؟ گفت : مىگويند كه زيرا نمىتوانست چيزى نوشت .
فرمود : دروغ مىگويند لعنت خدا بر ايشان باد چگونه چنين باشد وحال آنكه حق تعالى مىفرمايد : « اوست كه فرستاد در ميان امّيان رسولي از ايشان كه تلاوت نمايد بر ايشان آيات أو را وتعليم نمايد به ايشان كتاب وحكمت را » ، چگونه تعليم مىنمود چيزى را كه خود نمىدانست ، واللّه كه آن حضرت مىخواند ومىنوشت به هفتاد وسه زبان بلكه خدا أو را امّى ناميد براي آنكه از أهل مكة است ويك نام مكة امّ القرى است ، چنانكه فرموده است كه
وَلِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَمَنْ حَوْلَها
« 5 » . « 6 »
هامش
( 1 ) . علل الشرايع 126 .
( 2 ) . علل الشرايع 126 .
( 3 ) . سورهء جمعه : 2 .
( 4 ) . تفسير قمى 2 / 366 .
( 5 ) . سورهء انعام : 92 .
( 6 ) . علل الشرايع 124 ؛ بصائر الدرجات 225 ؛ اختصاص 263 .