در وقتي كه كودك وكوچك بود ، نشنيدهاى خدا فرموده است : گفتيم : « اى يحيى ! بگير كتاب را به قوّت وحكمت ونبوّت را به أو داديم در كودكى » « 1 » ؟ چون عيسى عليه السّلام هفتساله شد دعوى پيغمبرى ورسالت كرد ووحى الهى به أو مىرسيد ، پس عيسى عليه السّلام حجت الهى شد بر يحيى وبر همهء مردم ديگر ، ويك روز زمين باقي نمىماند بدون حجت خدا بر مردم از روزى كه خدا آدم را آفريد تا انقراض عالم « 2 » .
به سند صحيح منقول است كه صفوان به حضرت امام رضا عليه السّلام عرض كرد : خدا به ما ننمايد روزى را كه تو نباشى ، واگر چنين شود كي امام ما خواهد بود ؟
آن حضرت اشاره فرمود بسوى امام محمد تقي عليه السّلام كه نزد پدر خود ايستاده بود .
صفوان عرض كرد : أو سه سال دارد .
فرمود : چه ضرر دارد ؟ عيسى قيام به حجت پيغمبرى نمود در وقتي كه سهساله بود « 3 » .
ودر حديث صحيح ديگر فرمود : خدا حجت را تمام كرد به عيسى عليه السّلام در وقتي كه دوساله بود « 4 » .
ودر حديث معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : چون حضرت عيسى عليه السّلام متولد شد در يك روز آن قدر بزرگ مىشد كه أطفال ديگر در دو ماه بزرگ شوند ، چون هفت ماه از ولادتش گذشت حضرت مريم أو را به مكتب خانه آورد ودر پيش روى معلّم نشانيد ، پس معلّم به أو گفت : بگو « بسم اللّه الرحمن الرحيم » ، وعيسى گفت .
معلّم گفت : بگو « أبجد » .
عيسى عليه السّلام سر بالا كرد وفرمود : مىدانى « أبجد » چه معنى دارد ؟
معلّم تازيانه بالا برد كه بر أو بزند ، عيسى فرمود : اى معلّم ! مرا مزن ، اگر مىدانى بگو واگر نمىدانى از من بپرس تا بگويم .
هامش
( 1 ) . سورهء مريم : 12 .
( 2 ) . كافى 1 / 382 ؛ قصص الأنبياء راوندى 266 .
( 3 ) . كافى 1 / 321 .
( 4 ) . كفاية الأثر 275 .