تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1045

مساهمون:

ص١٠٤٥
وآن حضرت از نظر ايشان پنهان شد وإبليس عليه اللعنة با سفهاى بني إسرائيل از پى بىآن حضرت مىآمدند ، چون به آن درخت رسيدند إبليس عليه اللعنة دست گذاشت از پائين تا بالاى درخت وموضع دل آن حضرت را شناخت ، پس امر كرد ايشان را كه آن موضع را با ارّه بريدند وآن حضرت را در ميان درخت به دونيم كردند وآن حضرت را به آن حال گذاشتند وبرگشتند ، وإبليس از ايشان غايب شد وديگر پيدا نشد ؛ وبه آن حضرت از بريدن ارّه هيچ المى نرسيد ، پس حق تعالى ملائكة را فرستاد كه آن حضرت را غسل دادند وسه روز بر أو نماز كردند پيش از آنكه أو را دفن كنند ، وچنين مىباشند پيغمبران جسد مطهر ايشان متغير نمىشود ودر خاك نمىپوسد وپيش از دفن سه روز بر ايشان ملائكة وانس نماز مىكنند « 1 » . ودر تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام مذكور است در تفسير قول حق تعالى كه در قصهء يحيى عليه السّلام فرموده است
لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا
يعنى : « كسى را پيش از أو نيافريده بوديم كه يحيى نام داشته باشد » ، وفرمود در تفسير قول خداى تعالى
وَآتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
از حكمتهائى كه خدا به آن حضرت در كودكى عطا فرموده بود آن بود كه أطفال به أو گفتند : بيا تا بازى كنيم ، گفت : آه ، واللّه كه ما را براي بازى نيافريده‌اند بلكه براي جدّ وامر بزرگى آفريده‌اند ،
وَحَناناً مِنْ لَدُنَّا
يعنى : « تحنّن ومهربانى بر پدر ومادر وساير بندگان خود به أو داده بوديم » ،
وَزَكاةً
يعنى : « طهارت وپاكيزگى داده بوديم هر كه را ايمان به أو آورد وتصديق أو بكند » ،
وَكانَ تَقِيًّا
يعنى : « پرهيزكار بود از شرور ومعاصي » ،
وَبَرًّا بِوالِدَيْهِ
« واحسان مىكرد نسبت به پدر ومادر خود وفرمانبردار ايشان بود » ،
وَلَمْ يَكُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا
« ونمىكشت مردم را بر وجه غضب ونمىزد ايشان را از روى غضب » وهيچ‌كس نيست مگر آنكه گناه كرده است يا قصد گناه در خاطرش گذشته است بغير از يحيى كه هرگز گناه نكرد وارادهء گناه نيز در خاطرش خطور نكرد .
هامش
( 1 ) . علل الشرايع 80 .