وگفته است : در عدد اين جماعت خلاف است ميان سه هزار وهشت هزار وده هزار وسى هزار وچهل هزار وهفتاد هزار ، وگفته است : ايشان به دعاى حزقيل زنده شدند ؛ وبعضي گفتهاند به دعاى « شمعون » . واسم شهر ايشان « داوردان » بود ؛ بعضي گفتهاند « واسط » بود « 1 » .
وعلى ابن إبراهيم رحمه اللّه روايت كرده است كه : ايشان در بعضي از بلاد شام بودند وطاعون در ميان ايشان بهم رسيد وخلق بسيارى از ايشان از ترس مرگ از شهر بيرون رفته ودر بيابانى فرود آمدند ، پس همه در يك شب مردند ، وچنان بر سر راه مردم بودند كه مردم بر روى استخوانهاى ايشان عبور مىكردند ! پس خدا به دعاى پيغمبرى ايشان را زنده كرد وبه خانههاى خود برگشتند وعمر بسيار بعد از آن كردند وبه تدريج مردند ويكديگر را دفن كردند « 2 » .
به سند حسن منقول است كه حمران از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام پرسيد : آيا چيزى در بني إسرائيل بوده است كه در اين امّت مثل آن نباشد ؟
فرمود : نه .
پس از تفسير اين آية از آن حضرت سؤال كرد وگفت : بعد از آنكه زنده شدند همان قدر ماندند كه مردم ايشان را ديدند ودر همان روز مردند يا به خانههاى خود برگشتند ؟
فرمود : بلكه زنده شدند وبرگشتند وبه خانههاى خود ساكن شدند وطعام خوردند وزنان نكاح كردند ومدتها زنده بودند وبعد از آن به اجلهاى خود مردند « 3 » . وآنها كه در اين امّت در رجعت زنده خواهند شد چنين خواهند بود .
هامش
( 1 ) . مجمع البيان 1 / 346 ، ودر آن به جاى يوفنا ، يوقنا آمده است .
« داوردان » ناحيهاى است در شرق واسط كه ميان آنها يك فرسخ است . ( معجم البلدان 2 / 434 ) .
« واسط » شهري است وسط راه ميان بصره وكوفه كه سبب تسميهء آن به اين نام همان است ، واز واسط تا بصره وهمچنين تا كوفه پنجاه فرسخ است . ( معجم البلدان 5 / 347 ) .
( 2 ) . تفسير قمى 1 / 80 .
( 3 ) . مختصر بصائر الدرجات 23 ؛ تفسير عياشى 1 / 130 ؛ مجمع البيان 1 / 347 .