فرمود كه : اى داود ! مرا دوست دار ومحبوب گردان مرا بسوى خلق من .
داود عليه السّلام گفت : پروردگارا ! من تو را دوست مىدارم چگونه تو را دوست گردانم نزد خلق تو ؟
فرمود : ياد كن نعمتهاى مرا نزد ايشان تا مرا دوست دارند « 1 » .
در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه در حكمت آل داود نوشته است كه : بر عاقل لازم است كه عارف باشد به زمان خود وأهل زمان خود را بشناسد ، وپيوسته متوجه اصلاح نفس خود باشد ، زبان خود را از لغو وبىفايده نگاهدارد « 2 » .
در حديث معتبر ديگر فرمود كه حق تعالى وحى نمود بسوى داود عليه السّلام كه : اى داود ! بشارت ده گناهكاران را وبترسان صدّيقان را .
آن حضرت گفت : پروردگارا ! چگونه گناهكاران را با بدى ايشان بشارت دهم وصدّيقان را با فرمانبردارى ايشان بترسانم ؟
فرمود : اى داود ! بشارت ده گناهكاران را كه من توبه را قبول مىكنم واز گناهان به رحمت خود عفو مىكنم ، وبترسان صدّيقان را كه عجب ننمايند به كردههاى خود ، هر بندهاى كه من در مقام حساب بدارم البتة هلاك شود « 3 » .
به سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : روزى حضرت داود عليه السّلام نشسته بود وجوانى نزد آن حضرت نشسته بود در نهايت پريشانى با جامههاى كهنه وپيوسته به خدمت آن حضرت مىآمد ومىنشست وسخن نمىگفت .
پس در اين روز ملك الموت به نزد آن حضرت آمد وسلام كرد به آن حضرت ونظر تندى بسوى آن جوان كرد . پس آن حضرت از سبب اين نظر كردن از ملك الموت سؤال كرد .
ملك الموت گفت : من مأمور شدهام كه بعد از هفت روز قبض روح أو بكنم در همين
هامش
( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 205 .
( 2 ) . كافى 2 / 116 .
( 3 ) . كافى 2 / 314 .