فرمود : آن است كه بندهء مؤمن مرا شاد گرداند اگر چه به يك دانه خرما باشد .
پس داود عليه السّلام گفت : سزاوار است كسى را كه تو را بشناسد آنكه اميد خود را از تو قطع نكند « 1 » .
وبه سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه حضرت داود عليه السّلام به حضرت سليمان گفت : اى فرزند ! زنهار كه بسيار خنده مكن كه بسيارى خنده بنده را در روز قيامت فقير وتنگدست مىگرداند .
اى فرزند ! بر تو باد به بسيارى خاموشى مگر از چيزى كه دانى كه خير تو در گفتن آن است ، بدرستى كه يك پشيمانى كه بر خاموشى مىباشد بهتر است از پشيمانيهاى بسيار كه در بسيار سخن گفتن مىباشد .
اى فرزند ! اگر سخن گفتن از نقره باشد ، سزاوار است كه خاموشى از طلا باشد « 2 » .
در حديث معتبر ديگر فرمود : در حكمت آل داود نوشته است كه : اى فرزند آدم ! چگونه به هدايت ديگران سخن مىگوئى وخود از خواب غفلت بيدار نشدهاى ؟ ! اى فرزند آدم ! دل تو صبح كرده است با قساوت وفراموش كارى عظمت پروردگار خود ، اگر عالم بودى به عظمت وجلال پروردگار خود هرآينه پيوسته از عذاب أو ترسان واز براي وعدههاى أو اميدوار مىبودى ، واي بر تو چگونه ياد نمىكنى لحد خود را وتنهائى خود را در آن مكان وحشت نشان « 3 » ؟
به سند معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلم منقول است كه حق تعالى وحى نمود بسوى داود عليه السّلام كه : اى داود ! بدرستى كه بندهاى حسنهاى به نزد من مىآورد در روز قيامت ومن أو را به سبب آن حسنه حاكم مىگردانم هر جاى بهشت را كه خواهد به أو بدهند .
داود عليه السّلام گفت : پروردگارا ! آن كدام بنده است ؟
فرمود : آن بندهء مؤمني است كه سعى كند در حاجت برادر مسلمان خود وخواهد كه آن
هامش
( 1 ) . امالى شيخ صدوق 483 ؛ عيون أخبار الرضا 1 / 313 ؛ قرب الإسناد 119 ؛ قصص الأنبياء راوندى 198 .
( 2 ) . قرب الإسناد 69 .
( 3 ) . امالى شيخ طوسي 203 .