دانستى كه ضروري دين شيعه است عصمت پيغمبران از گناهان پس بايد كه بعضي از اجزاى اين روايت محمول بر تقيه باشد .
چنانچه به سند معتبر از أبو بصير منقول است كه گفت : به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم : چه مىفرمائيد در آنچه مردم در باب داود عليه السّلام وزن أوريا مىگويند ؟
فرمود : آنها را عامه افترا كردهاند بر آن حضرت « 1 » .
در حديث موثق ديگر منقول است كه آن حضرت فرمود : اگر دست بيابم بر كسى كه گويد داود عليه السّلام دست بر زن أوريا گذاشت ، هرآينه أو را دو حد خواهم زد : يكى براي فحش گفتن ويكى براي ناسزا گفتن به پيغمبر خدا « 2 » .
وهمين مضمون را عامه نيز از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام روايت كردهاند « 3 » .
وبنابر مذهب شيعه وبعضي از مخالفان كه تجويز گناه نسبت به پيغمبران نمىكنند خلاف است كه استغفار حضرت داود براي چه بود وافتتان وامتحان خدا نسبت به أو چه بود ؟
در اين مقام چند وجه گفتهاند :
أول آنكه : استغفار براي گناه نبود بلكه براي تذلّل وخشوع وشكستگى نزد حق تعالى بود .
دوم آنكه : أوريا زنى را خواستگارى كرده بود وآن حضرت بعد از أو ، أو را خواستگارى كرد وأوريا زن نداشت وداود نود ونه زن داشت ، وأولى آن بود كه آن زن را براي أوريا بگذارد ، چون چنين نكرد حق تعالى أو را به اين مكروه معاتبه فرمود .
سوم آنكه : داود عليه السّلام أوريا را به جنگ فرستاده بود ، چون خبر شهادت أو رسيد بسيار متأثر نشد به اعتبار آنكه دانست كه زن مقبولهاى دارد وأو را خواهد خواست ، اين نيز مكروهى بود كه مناسب شأن آن حضرت نبود امّا موجب گناه نبود ، پس خدا دو ملك را
هامش
( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 202 .
( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 203 .
( 3 ) . عرائس المجالس 281 ؛ تفسير قرطبى 15 / 181 .