زارى ، پس حق تعالى وحى فرمود به خزانهدار فردوس كه اعلاى مراتب بهشت است تا پرده بردارد وأوريا فردوس را ببيند ، چون پرده برداشته شد وأوريا فردوس را ديد پرسيد :
اين بهشت از براي كيست ؟
حق تعالى فرمود كه : اين بهشت براي كسى است كه گناه داود را ببخشد .
أوريا گفت : پروردگارا ! گناه أو را بخشيدم .
پس داود عليه السّلام بسوى بني إسرائيل برگشت .
بعد از آن هرگاه از نماز فارغ مىشد وزير أو برمىخاست حمد وثناى خدا مىگفت وبر پيغمبران ثنا مىكرد وبعد از آن مىگفت كه : داود قبل از گناه چنين وچنين فضيلتهائى داشت ؛ پس داود غمگين شد ، وحق تعالى به أو وحى فرمود : اى داود ! گناه تو را بخشيدم وننگ گناه تو را بر بني إسرائيل لازم گردانيدم .
داود گفت : خداوندا ! تو عادلى وجور نمىكنى ، چگونه ننگ گناه مرا بر بني إسرائيل لازم مىگردانى ؟
فرمود : براي آنكه چون ارادهء آن عمل كردى بر تو انكار نكردند .
پس بعد از آن ، زن أوريا را به امر الهى خواست وحضرت سليمان عليه السّلام از أو بهم رسيد « 1 » .
از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : أوريا كشته نشد ، وبعد از توبه داود فرستاد وأوريا را طلبيد ، وبعد از آمدن هشت روز زنده بود ، بعد از آن فوت شد وبعد از فوت أو ، داود عليه السّلام زن أو را خواست « 2 » .
مؤلف گويد : اين قصه نيز از جمله قصههائى است كه متمسك به آنها شدهاند جمعى كه تجويز گناه نسبت به پيغمبران مىكنند از أهل سنّت ، وايشان اين قصه را به اين نحو نقل كردهاند كه در اين روايت مذكور شد ، بعضي از اين شنيعتر نيز نقل كردهاند ؛ چون سابقا
هامش
( 1 ) . تفسير قمى 2 / 229 .
( 2 ) . تفسير قمى 2 / 234 .