شخص را در دامنهء كوه نشانيد وخود بالا رفت وبا پروردگار خود مناجاة كرد ، چون برگشت ديد آن شخص را سبع دريده ورويش را خورده است ، پس حق تعالى به أو وحى كرد : آن مرد را نزد من گناهى بود ، خواستم كه چون به نزد من آيد هيچ گناه با أو نباشد لهذا أو را به اين نحو از دنيا بردم « 1 » .
به سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : حق تعالى به موسى عليه السّلام وحى نمود كه : گاه باشد كه يكى از بندگان من تقرّب جويد بسوى من به يك حسنه وأو را حكم دهم در بهشت هر جا كه خواهد ، به أو دهند .
موسى عليه السّلام پرسيد : آن حسنه كدام است ؟
فرمود : آن است كه راه رود در حاجت برادر مؤمن خود « 2 » .
به سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : حضرت موسى با پروردگار خود مناجاة نمود وگفت : پروردگارا ! كدام يك از خلق را دشمنتر مىدارى ؟
فرمود : آن كسى كه مرا متهم دارد .
موسى عليه السّلام گفت : پروردگارا ! كسى از خلق تو هست كه تو را متهم دارد ؟
فرمود : بلى ، آن كه طلب خير از من مىكند ، من آنچه خير أو در آن است براي أو مقدّر مىگردانم پس به آن راضى نمىشود ومرا متهم مىدارد « 3 » .
در حديث صحيح از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه در تورات نوشته است : اى فرزند آدم ! از كارهاى دنيا خود را فارغ گردان براي عبادت من تا پر گردانم دل تو را از خوف خود ، واگر خود را فارغ نگردانى براي بندگى من دل تو را پر نمايم از مشغولى به دنيا ، پس هرگز احتياج تو بر طرف نشود وتو را به طلب دنيا بگذارم « 4 » .
به سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : حبس شد وحى از موسى بن
هامش
( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 165 .
( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 165 ؛ كافى 2 / 195 .
( 3 ) . قصص الأنبياء راوندى 165 ، ودر آنجا روايت از امام صادق عليه السّلام نقل شده است .
( 4 ) . قصص الأنبياء راوندى 166 .