فرمود : أصحاب خود را ده تن ده تن جدا كن وقرعه بينداز ميان ايشان ، قرعه به نام آن ده تن بيرون خواهد آمد كه أو در ميان ايشان است ، پس ميان آن ده نفر قرعه بينداز تا أو پيدا شود .
چون آن مرد ديد كه موسى عليه السّلام قرعه مىاندازد وأو رسوا خواهد شد برخاست وگفت :
يا رسول اللّه ! من بودم كه اين كار مىكردم ، ديگر نخواهم كرد « 1 » .
در حديث معتبر ديگر منقول است كه حضرت موسى عليه السّلام شخصي را در زير عرش الهى ديد گفت : پروردگارا ! كيست اين كه أو را مقرّب خود گردانيدهاى تا در زير عرش خود أو را جا دادهاى ؟
حق تعالى فرمود : اى موسى ! اين عاقّ پدر ومادر نبود وحسد نبرد بر مردم به آنچه به ايشان دادهام از فضل خود « 2 » .
به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : حق تعالى مناجاة كرد با موسى عليه السّلام كه : ميل مكن به دنيا مانند ميل كردن ظالمان وميل كردن كسى كه دنيا را پدر ومادر خود قرار داده است .
اى موسى ! اگر تو را به تو واگذارم هرآينه غالب شود بر تو محبت دنيا وزينتهاى آن .
اى موسى ! ترك كن از دنيا آنچه تو را به آن احتياج نيست ، نظر ميفكن در دنيا بسوى آنان كه مفتون گرديدهاند به دنيا وايشان را به خود گذاشتهام ، بدان كه هر فتنه كه هست تخم آن محبت دنيا است ، آرزو مكن حال كسى را كه مردم از أو راضيند تا بدانى كه من از أو راضيم ، آرزو مكن حال كسى را كه مردم أطاعت أو مىكنند ومتابعت أو مىنمايند بر غير حق كه آن موجب هلاك أو وهلاك اتباع اوست « 3 » .
در حديث معتبر ديگر از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه موسى عليه السّلام مناجاة كرد كه : پروردگارا ! كدام يك از بندگان را بيشتر دشمن مىدارى ؟
هامش
( 1 ) . كتاب الزهد 9 .
( 2 ) . كتاب الزهد 38 .
( 3 ) . قصص الأنبياء راوندى 162 ؛ كافى 2 / 135 .