در روايت ديگر آن است كه : فرزندان آنها نيز داخل نشدند بلكه فرزندان [ فرزندان ] « 1 » ايشان داخل شدند « 2 » .
در حديث معتبر ديگر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : نيكو زمينى است شام ، وبد مردمند أهل آن ، وبدترين شهرها است مصر ، بدرستى كه آن زندان كسى كه خدا بر أو غضب كند ، ونبود داخل شدن بني إسرائيل در مصر مگر براي غضبى كه خدا بر ايشان كرد به سبب گناهى كه كرده بودند ، زيرا كه حق تعالى به ايشان فرمود : داخل شويد در ارض مقدّسه كه خدا براي شما نوشته است - يعنى شام - پس ابا كردند از داخل شدن وچهل سال حيران ماندند در مصر وبيابانهاى آن ، وبعد از چهل سال داخل شدند ، ونبود بيرون آمدن ايشان از مصر وداخل شدن ايشان در شام مگر بعد از توبهء ايشان وراضى شدن حق تعالى از آنها .
پس حضرت فرمود : من كراهت دارم از آنكه بخورم طعامي را كه در سفال مصر پخته شده باشد ، ودوست نمىدارم كه سرم را از گل مصر بشويم از ترس آنكه مبادا خاكش باعث مذلت من شود وغيرت مرا بر طرف كند « 3 » .
علي بن إبراهيم روايت كرده است : چون بني إسرائيل گفتند به موسى عليه السّلام : برو تو وپروردگارت جنگ كنيد كه ما اينجا نشستهايم ، موسى عليه السّلام دست هارون را گرفت وخواست كه از ميان ايشان بيرون رود ، پس بني إسرائيل ترسيدند وگفتند : اگر موسى از ميان ما بيرون رود بر ما عذاب نازل مىشود ، پس به نزد أو آمدند وبه تضرع واستغاثه والتماس كردند كه در ميان ايشان بماند واز خدا سؤال كند توبهء آنها را قبول فرمايد ، پس حق تعالى وحى فرستاد به آن حضرت كه : من توبهء ايشان را قبول كردم امّا ايشان را در اين زمين حيران گردانيدم تا چهل سال به عقوبت آنچه گفتند .
پس همه در توبه ودر تيه داخل شدند بغير از قارون ، پس در أول شب برمىخاستند
و
هامش
( 1 ) . اين كلمه از مصدر اضافه شد .
( 2 ) . تفسير عياشى 1 / 304 .
( 3 ) . تفسير عياشى 1 / 305 ؛ قصص الأنبياء راوندى 186 .