چنين ابرى سوار خواهد شد وبه أسباب آسمانهاى هفتگانه بالا خواهد رفت ، وهفت زمين را خواهد گرديد كه پنج زمين آبادان است ودو زمين خراب « 1 » .
ودر حديث ديگر حضرت صادق عليه السّلام فرمود : چون أو را مخيّر كردند ، اختيار ابر نرم كرد ونمىتوانست كه اختيار ابر صعب بكند ، زيرا كه حق تعالى أو را براي حضرت صاحب الامر عليه السّلام ذخيرة كرده است « 2 » .
ودر باب أحوال إبراهيم عليه السّلام گذشت كه : أول دو كسى كه در زمين مصافحه كردند ذو القرنين وإبراهيم خليل عليهما السّلام بودند « 3 » .
وگذشت كه : دو پادشاه مؤمن جميع زمين را متصرف شدند : سليمان وذو القرنين عليهما السّلام ، وفرمود كه : نام ذو القرنين عبد اللّه پسر ضحاك پسر معد بود « 4 » .
به سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : حق تعالى مبعوث نگردانيد پيغمبرى در زمين كه پادشاه باشد مگر چهار نفر بعد از نوح عليه السّلام : ذو القرنين ونام أو عياش بود ، وداود وسليمان ويوسف عليهم السّلام . امّا عياش پس مالك شد ما بين مشرق ومغرب را ، وامّا داود پس مالك شد ما بين شامات وإصطخر فارس را ، وهمچنين بود ملك سليمان ، وامّا يوسف پس مالك شد مصر وصحراهاى آن را وبه جاى ديگر تجاوز نكرد « 5 » .
مؤلف گويد : پيغمبرى ذو القرنين شايد بر سبيل تغليب ومجاز باشد ، چون نزديك به مرتبهء پيغمبرى داشت ، ودر عدد ايشان مذكور شد ، وممكن است كه عبد اللّه وعياش هر دو نام أو بوده باشد .
وبه سندهاى معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : ذو القرنين چون به سد رسيد
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات 409 ؛ اختصاص 199 .
( 2 ) . بصائر الدرجات 409 .
( 3 ) . امالى شيخ طوسي 215 .
( 4 ) . خصال 255 .
( 5 ) . خصال 248 ؛ تفسير عياشى 2 / 340 .