حَلِيمٍ
« 1 » پس بشارت داديم أو را به پسرى بردبار ، يعنى إسماعيل از هاجر ، پس فدا كرد إسماعيل را به گوسفندى بزرگ ؛ بعد از ذكر اينها فرمود : « بشارت داديم أو را به إسحاق پيغمبرى از صالحان وبركت فرستاديم بر أو وبر إسحاق » « 2 » ، پس ذبيح ، إسماعيل بود پيش از بشارت به إسحاق ، پس كسى كه گمان كند إسحاق بزرگتر است از إسماعيل ، وذبيح إسحاق است تكذيب كرده است به آنچه خدا در قرآن از خبر ايشان فرستاده است « 3 » .
وبه سند صحيح از حضرت امام رضا عليه السّلام منقول است كه : اگر خدا مىدانست كه حيواني نزد أو گراميتر از گوسفند هست ، هرآينه آن را فداى إسماعيل مىگردانيد « 4 » .
ودر حديث معتبر ديگر فرمود كه : اگر گوشتى طيّبتر ونيكوتر از گوسفند مىبود ، هرآينه آن را فداى إسماعيل مىگردانيد « 5 » .
ودر حديث ديگر به جاى إسماعيل ، إسحاق وارد شده است « 6 » .
ودر حديث ديگر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : يعقوب عليه السّلام به عزيز مصر نوشت : ما أهل بيت ابتلا وامتحانيم ، پدر ما إبراهيم را امتحان كردند به آتش ، وپدر ما إسحاق را امتحان كردند به ذبح « 7 » .
ودر حديث معتبر از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام مروى است : ساره به إبراهيم گفت :
پير شدهاى ، كاش دعا مىكردى خدا تو را روزى فرمايد فرزندى كه ديدهء ما به آن روشن شود ، زيرا كه خدا تو را خليل خود گردانيده است ودعاى تو را مستجاب مىكند ان شاء اللّه .
پس إبراهيم از پروردگارش طلبيد كه أو را پسرى دانا روزى فرمايد .
خدا وحى فرمود به أو كه : من مىبخشم به تو پسرى دانا وتو را در باب أو امتحان
هامش
( 1 ) . سورهء صافات : 101 .
( 2 ) . سورهء صافات : 112 و 113 .
( 3 ) . معاني الأخبار 391 ؛ تفسير برهان 4 / 30 .
( 4 ) . كافى 6 / 310 .
( 5 ) . كافى 6 / 310 .
( 6 ) . كافى 6 / 310 .
( 7 ) . تفسير عياشى 2 / 195 .