بود كه ذبيح ، إسحاق باشد « 1 » ؟ !
وبه سند معتبر از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه : ذبيح ، إسماعيل است « 2 » .
وبه سند موثق منقول است كه از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدند : سپرز چرا حرام شده است در ميان اجزاى حيواني كه ذبح مىكنند ؟
فرمود : چون گوسفند را فرود آوردند بر إبراهيم از كوه ثبير - وآن كوهى است در مكة - كه آن را به فداى فرزند خود ذبح كند ، شيطان آمد وبه إبراهيم گفت : نصيب مرا بده از اين گوسفند .
فرمود : تو را چه نصيب در آن هست وآن قرباني پروردگار من است وفداى فرزند من است ؟ !
پس خدا وحى نمود به أو كه : أو را در اين گوسفند نصيبي است ونصيب أو سپرز است زيرا كه محل جمع شدن خون است ، وحرام است خصيهها زيرا كه مجراى نطفهاند ، پس إبراهيم سپرز ودو خصيه را به أو داد « 3 » .
وبه سند صحيح منقول است كه شخصي از حضرت صادق عليه السّلام پرسيد : إسماعيل بزرگتر بود يا إسحاق ؟ وكدام يك ذبيح بودند ؟
فرمود : إسماعيل بزرگتر بود از إسحاق پنج سال ؛ وذبيح ، إسماعيل بود ، ومكة منزل إسماعيل بود ، وإبراهيم خواست إسماعيل را ذبح كند ايّام موسم در منى ، وميان بشارت خدا براي إبراهيم به إسماعيل وبشارت أو به إسحاق پنج سال فاصله بود ، آيا نشنيدهاى سخن إبراهيم را كه گفت
رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ
« 4 » از خدا سؤال كرد كه روزى كند أو را پسرى از صالحان ، وحق تعالى در سورهء صافات مىفرمايد
فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ
هامش
( 1 ) . قرب الإسناد 389 .
( 2 ) . امالى شيخ طوسي 338 .
( 3 ) . علل الشرايع 562 .
( 4 ) . سورهء صافات : 100 .