را پر از ريگ كرد از شرمندگى ساره ، وچون داخل خانه شد خورجين را فرود آورد وافتتاح نماز كرد ، ساره آمد وخورجين را گشود ديد پر است از آرد ، پس خمير كرد ونان پخت وآن حضرت را ندا كرد كه از نماز فارغ شو وبخور ، فرمود : از كجا آوردهاى ؟
گفت : از آن آرد كه در خورجين بود . پس إبراهيم عليه السّلام سر بسوى آسمان بلند كرد كه :
شهادت مىدهم توئى خليل « 1 » .
وحق تعالى در قرآن وصف فرموده است إبراهيم را كه أواه « 2 » بود ، ودر أحاديث بسيار وارد شده است يعنى : بسيار دعاكننده بوده خدا را « 3 » .
ودر حديث معتبر منقول است كه : يك وقتي بود كه در دنيا بغير از يك نفر كسى خدا را نمىپرستيد ، چنانچه حق تعالى مىفرمايد كه
إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
« 4 » يعنى : « إبراهيم امّتى بود ، قانت وخاضع بود براي خدا ومايل از دينهاى باطل به دين حق ونبود از مشركان » ، حضرت فرمود : اگر ديگرى با إبراهيم عليه السّلام مىبود حق تعالى أو را با آن حضرت ياد مىكرد ، پس بر اين حال ماند مدت بسيار تا خدا أو را انس داد به إسماعيل وإسحاق ، پس سه نفر شدند « 5 » .
به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : حق تعالى إبراهيم عليه السّلام را بندهء خود گردانيد پيش از آنكه أو را امام وپيغمبر گرداند ، وپيغمبر گردانيد قبل از آنكه أو را رسول گرداند ، ورسول گردانيد قبل از آنكه أو را امام گرداند ، پس چون همه را براي أو جمع كرد فرمود : « من گردانيدهام تو را براي مردم ، امام » « 6 » ، چون در چشم إبراهيم عليه السّلام اين مرتبه بسيار عظيم نمود گفت : « خداوندا ! از ذرّيّت من نيز امام قرار ده » « 7 » ، خدا فرمود :
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى 1 / 277 .
( 2 ) . سورهء توبه : 114 ؛ سورهء هود : 75 .
( 3 ) . تفسير عياشى 2 / 114 ؛ مجمع البيان 3 / 77 .
( 4 ) . سورهء نحل : 120 .
( 5 ) . تفسير عياشى 2 / 114 ؛ كافى 2 / 243 .
( 6 ) . سورهء بقره : 124 .
( 7 ) . سورهء بقره : 124 .