خدا صلّى اللّه عليه و آله چون دو شاخيم از يك درخت رسته و چون آرنج به بازو بسته .
امام مىفرمود : من همچون نوزاد شترى كه دنبال مادرش مىرود ، دنبالهرو پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بودم . « 1 » و مىفرمود : إنى لم أردّ على الله و لا على رسوله ساعة قطّ ، من حتى لحظهاى در برابر خدا و رسول اظهار مخالفت نكردم . « 2 » در مسألهء اعلام برائت ، خداوند به رسول خود فرمود : اين پيام را بايد خودت به مردم ابلاغ كنى يا كسى كه از تو باشد . به همين دليل بود كه آن حضرت ، ابو بكر را از نيمهء راه بازگرداند و پيام را به امام على عليه السّلام داد تا در روز حج اكبر بخواند . « 3 »
امام در خطبهء قاصعه ، دربارهء نزديكى خود به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جملات زيبايى دارد . « 4 »
امام آن چنان به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نزديك بود كه مىفرمود : به خدا سوگند آيهاى فرود نيامد مگر آن كه من آگاهم كه دربارهء چه و در كجا نازل شده است . « 5 » ابن عباس مىگفت : خداوند سورهاى را فرود نفرستاد جز آن كه علىّ امير و شريف آن بود .
خداوند اصحاب محمد صلّى اللّه عليه و آله را سرزنش كرد ، اما دربارهء على جز به نيكى چيزى نفرمود . « 6 »
احمد بن حنبل دربارهء شگفتى كسانى از اين كه علىّ تقسيم كنندهء بهشت و جهنم باشد ، مىگفت : مگر روايت نشده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به علىّ فرمود : لا يحبك إلا مؤمن و لا يبغضك إلا منافق ؟ گفتند : آرى . گفت : از آنجا كه مؤمن جايش در بهشت است و منافق جايگاهش در آتش ، بنابراين على عليه السّلام تقسيم كنندهء بهشت و جهنم است . « 7 »
عمر بن عبد العزيز مىگفت : اگر اين مردم نفهم ، از آنچه ما دربارهء علىّ مىدانستيم ، آگاه بودند ، دو نفرشان از ما متابعت نمىكردند . « 8 » سلمان مىگفت : اگر على از ميان شما برود ، كسى نيست تا از اسرار پيامبرتان براى شما بگويد . « 9 » ابن ابى الحديد
هامش
( 1 ) . تصنيف نهج البلاغه ، ص 355
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 195
( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 382 ، ج 2 ، صص 123 ، 155
( 4 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 192
( 5 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 99
( 6 ) . معرفة الصحابة ، ج 1 ، ص 298 ؛ المعجم الكبير ، ج 11 ، ص 264 ؛ حلية الاولياء ، ج 1 ، ص 64
( 7 ) . طبقات الحنابله ، ج 1 ، ص 320
( 8 ) . ربيع الابرار ، ج 1 ، ص 499
( 9 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 183