الف : قلوب بندگان خدا در ميان دو انگشت او قرار دارد .
ب : خدا روز عرفه به آسمان دنيا فرود مىآيد .
ج : در روز قيامت آتش جهنم همچنان شعله مىكشد تا خدا پاهايش را روى آن بگذارد .
د : به دروغ به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نسبت دادهاند كه آن حضرت مىگويد : « من پروردگارم را در بهترين شكل آن ديدم » . اين روايات را با همان ظواهر كفر آميزش پذيرفتهاند . « 1 »
و در روايات ديگرى آوردهاند : « الكرسىّ الّذي يجلس عليه الرّبّ ما يفضل منه الّا قدر اربع اصابع » ؛ « آن صندلى كه خدا روى آن مىنشيند همهء ( جسم ) خدا را مىگيرد و تنها مقدار چهار انگشت از آن باقى مىماند ! »
و آنگاه ابو بكر بن ابى مسلم اضافه مىكند :
انّ الموضع الّذي يفضل لمحمّد صلّى اللّه عليه و آله ليجلسه معه . « 2 » مقدارى كه از صندلى خدا باقى مىماند ، مخصوص رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است تا خدا او را در كنار خودش بنشاند .
اين نمونهاى از عقايد نادرستى بود كه اهل حديث سخت به آن معتقد بودند .
از مسائلى كه اهميت كلامى بسيار داشت ، مسألهء رؤيت خدا بود ، مسألهاى كه حتى اشاعره با تمام كوششى كه در اين راه به كار بردند ، نتوانستند از آن خلاصى يابند و در نهايت همچون اهل حديث اعتقاد به رؤيت خدا در روز قيامت را باور كردند .
براى اثبات اين اعتقاد ، به رؤيت خداوند توسط پيامبر كه در برخى از آيات متشابه آيات قرآن آمده ؛ مانند « لقد راه نزلة اخرى » و احاديثى كه در اطراف آن نقل شده ، استناد كردهاند .
امام رضا عليه السّلام در ردّ اين برداشت و استدلال به آن ، و به عنوان انكار رؤيت به طور كلى ، فرمودند : در دنبال اين آيه ، آيهء ديگرى نازل شده و آنچه را كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ديده روشن مىكند : « ما كذّب الفؤاد ما راى » ( آنچه را كه پيامبر با دل خود - نه به چشم سر - ديده تكذيب نمىكند ) و پس از اين آيه مىفرمايد :
« لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى »
هامش
( 1 ) . نك : طبقات الحنابله ، ج 2 ، ص 23
( 2 ) . طبقات الحنابله ، ج 2 ، ص 67