چنين مىگويد :
تجعفرت باسم اللّه و اللّه أكبر * و أيقنت أن اللّه يعفو و يغفر
به نام خداوند كه خدايى است بزرگ و توانا ، به سوى جعفر بن محمد صادق عليه السّلام بازگشتم و اطمينان دارم كه خدا از گناه من در مىگذرد و آن را مىبخشد .
بعدها امام صادق عليه السّلام نيز بر وى رحمت فرستاد و با اشاره به اين كه او گناهانى را مرتكب شده فرمود :
و ما خطر ذنب عند الله أن يغفره لمحبّ علىّ . « 1 »
پيش خدا مهم نيست كه از گناهان دوستداران على عليه السّلام درگذرد .
نكتهء جالب توجهى كه دربارهء تشتت جامعهء شيعه و يا به تعبير ديگر پيدايش تفرقه در ميان آنها وجود دارد ، اين كه پارهاى از علماى دربارى كه در خدمت مهدى عباسى بودند به اين اختلافات دامن زده و در بزرگ نشان دادن آن ، تلاش زيادى كردند . در اين باره ، كشى از شخصى به نام ابن مفضل نام مىبرد كه او كتابى در فرق نوشته و نام هر يك از اصحاب امام صادق عليه السّلام را به عنوان سر رشته دار يك فرقه شيعى ذكر كرده است .
در بيان اين قسمت لازم است اشاره شود كه شيعيان امام ، بيشتر در عراق آن هم در كوفه بودند . ساير مراكز يا شيعه نداشت يا كمتر داشت ، گرچه گاه از خراسان نيز كسانى نزد امام صادق عليه السّلام آمده از ايشان احكام فقهىشان را سؤال مىكردند . « 2 »
حفص بن غياث براى نقل حديث به بصره رفت . از او خواستند تا از تنى چند حديث روايت نكند كه از جملهء آنها جعفر بن محمد بود .
اين به دليل روحيهء عثمانى مردم بصره است كه از جنگ جمل در اين شهر رواج يافته بود . حفص به آنها گفت : اگر اين سخن را در كوفه بگوييد : لأخذتكم النعال المطرقة » شما را با كفش خواهند زد . « 3 »
هامش
( 1 ) . الاغانى ، ج 7 ، صص 242 ، 277
( 2 ) . تاريخ يحيى بن معين ، ج 4 ، ص 372
( 3 ) . الكامل فى ضعفاء الرجال ، ج 2 ، ص 555 ؛ تهذيب الكمال ، ج 5 ، ص 78 ؛ سير اعلام النبلاء ، ، ج 1 ، ص 257