شيعيان خود معرفى مىفرمود ، به طورى كه در جواب يكى از شيعيان خود كه از آن حضرت مىپرسد : هنگامى كه سؤالى براى ما پيش مىآيد به چه كسى مراجعه كنيم ؟
مىفرمايد : عليك بالأسدى ؛ يعنى ابا بصير ؛ « 1 » به سراغ اسدى برو ؛ منظور حضرت از اسدى ، ابو بصير بود .
و در جاى ديگرى مىفرمايند : ما يمنعك من محمد بن مسلم الثقفى ، فإنّه سمع من أبى و كان عنده وجيها . « 2 » چرا به محمد بن مسلم ثقفى مراجعه نمىكنيد كه او پيش پدرم وجيه و محترم بود و از آن حضرت حديث شنيده است .
در برابر اينها كسانى نيز بودند كه به نوعى مذبذب ميان زيديها و مذهب جعفرى بودند . يك روز وقتى امام صادق عليه السّلام از عبد الملك بن عرم دربارهء عدم حضور او در صفوف جنگ سؤال مىكند ، او ضمن جواب به امام مىگويد :
فان الزيديّة يقولون ليس بيننا و بين جعفر خلاف إلّا أنّه لا يرى الجهاد . زيديه گويند :
ميان ما و امام صادق اختلافى نيست ، جز اين كه او اعتقاد به جهاد ندارد .
امام پس از آن كه اين اتهام را از خود دفع كرد فرمود :
بلى و اللّه إنّى لأراه و لكنّى أكره أن ادع علمى الى جهلهم . « 3 »
آرى قسم به خدا من به جهاد در راه خدا اعتقاد دارم ولى دانش خود را در كنار جهل آنان نمىگذارم .
سيد حميرى يكى از شعراى معروف شيعه دچار انحراف ديگرى شد كه عباسيان آن را ساخته و پرداخته بودند . او به مذهب كيسانى كه به اعتقاد برخى از محققان ساختهء دست عباسيان بود تمايل داشت ، اما بعدا خدمت امام صادق عليه السّلام آمد و تغيير عقيده داد و در صف شيعيان خالص آن حضرت قرار گرفت . « 4 »
او خود در شعرى كه حاكى از بازگشت و پيوستنش او به امام صادق عليه السّلام است
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 104
( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 105
( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 11 ، ص 32
( 4 ) . رجال كشى ، ص 228 ؛ الاغانى ، ج 7 ، ص 233 ؛ ابو الفرج بعد از نقل بازگشت او روايتى از ابن سامر آورده كه مىگويد : او از اعتقاد خود بازنگشت ، خود ابو الفرج هم بازگشت او را قبول ندارد ، ولى در كتب شيعه بازگشت او به طور مكرر مورد تأييد قرار گرفته است . نك : الاغانى ، ج 7 ، ص 235