تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧

الداء ، و لا داء فيه ، و مع كل تمرة حسنة « 1 » . يعنى : جبرئيل فرود آمد بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حالتى كه طبقى از رطب يا تمر در مقابل آن حضرت بود ، جبرئيل گفت كه : اين چيست ؟ فرمود : خرماى برنى است . گفت : اى محمّد ! بخور آن را كه گواراست و خستگى را مىبرد ، و درد را بيرون مىكند ، و دردى در آن نيست ، و با هر خرمائى حسنه‌ايست . و نيز در همان كتاب مرفوعا از حسن بن على بن ابى عثمان روايت كرده كه گفت عمير : أهدي لرسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله تمر برني من تمر اليمامة ، فقال : يا عمير ، أكثر لنا من هذا التمر . فهبط جبرئيل فقال : ما هذا ؟ فقال : تمر برني أهدي لنا من اليمامة . فقال جبرئيل للنبي صلّى اللّه عليه و آله : التمر البرني يشبع و يهنىء و يمرىء ، و هو الدواء و لا داء له ، مع كل تمر حسنة ، و يرضي الرب ، و يسخط الشيطان ، و يزيد في ماء فقار الظهر « 2 » . يعنى : هديّه آورده شد براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خرماى برنى كه از خرماهاى يمامه بود ، حضرت فرمود : اى عمير ! از اين خرما فراوان براى ما بياور ، پس جبرئيل فرود آمد و گفت : اين چيست ؟ حضرت فرمود كه : خرماى برنى است كه از يمامه براى ما به هديّه آورده شده . جبرئيل براى پيغمبر گفت كه : تمر برنى سير مىكند ، و گوارا است ، و عافيت مىدهد ، و آن دواء است و هيچ دردى براى آن نيست ، و با هر خرمائى حسنه‌ايست ، و خوشنود مىكند پروردگار را ، و بخشم مىآورد شيطان را ، و زياد مىكند آب پشت را . و نيز مسندا از صالح بن عقبه روايت كرده كه گفت :

هامش
( 1 ) علّامهء مجلسى ، بحار الأنوار ج 66 ص 134 ح 34 .
( 2 ) علّامهء مجلسى ، بحار الأنوار ج 66 ص 134 ح 37 .