خلاصهء آنچه در مصباح گفته « 1 » . و از كشف الغمّه نقل شده : « ألا هلمن فاسمعن و ما عشتن أراكن الدهر عجبا » بنابراين نسخه هلمن جمع مؤنّث است و خطاب به زنها است ، و در بعضى از نسخهها به صيغه مفرد است مثل ساير نسخهها . فاسمع : در مصباح است : سمعته و سمعت له و تسمّعت و استمعت ، و همه اينها متعدى بنفس و حرف هر دو مىشود به يك معنى . و استمع به قصد استعمال مىشود ، و سماع به قصد و بدون قصد هر دو استعمال مىشود « 2 » . فما بالهم : بال به معناى شأن و حال است يعنى چگونه است حال شما . و احتنكوا : در صحاح است : و احتنك الجراد الأرض يعنى خورد ملخ آنچه را كه در زمين است ، و قول خداى تعالى از ابليس حكايت كرده :
« 3 » يعنى استيلاء پيدا مىكنيم البته بر ايشان « 4 » . المولى : براى آن معنىهائى است : مالك و صاحب و همسايه و ولىّ و ناصر و محب و جليس و غير اينها ، و در اينجا به مقتضاى مقام مراد زمامدارى است . عشير : بر وزن امير ، نزديك و رفيق را مىگويند ، و در اينجا مراد صديق و رفيق است .