« غارتها » آورده از باب شنّوا الغارة يعنى جدائى افكندند ميان لشكر .
فجدعا : جدع مصدر است به معناى جدا كردن و بريدن گوش و دست و لب را گويند .
عقر : مصدر است و به معنى جراحت وارد كردن است .
سحقا : به معناى بعد و دورى است و دور كردن .
رغم : بينى به خاك ماليدن است .
أنّى : ظرف است به معنى كيف .
زحزحوها : به دو حاء يعنى دور كردند او را .
زعزعوها : يعنى تكان دادند و جنبانيدند .
رواسي : كوههاى ثابت را گويند .
طبين : محرّكه يعنى زيرك و حاذق از طبن يطبن از باب علم يعلم ، و اسم فاعل آن طبن وزن كتف و طابن است .
خسران : به معناى ضرر و ضدّ ربح است ، و به معناى گمراهى است نيز .
وجوه اعراب سخنان حضرت
قولها عليها السّلام : كيف أصبحت من علّتك : كلمه من بيانيّه است يعنى بر چه حالى از علّت خود شب را صبح كردى .
قولها عليها السّلام : عائفة لدنيا كن ، قالية لرجالكن : شايد مذكّر آوردن ضمير جمع در روايتى كه از معانى الأخبار نقل شد به اعتبار تعميم خطاب براى زنان و مردانشان باشد ، و شريك گردانيدن مردان باشد با زنان در جواب ، و بمنزلهء حاضرين باشند ، بلكه عمده مردانشان باشند ، و مقصود آن حضرت مردان ايشان بوده ، بنابراين مضاف داخل در مضاف اليه است ، و ممكن هم هست كه داخل نباشد به اينكه مراد از ضمير خصوص زنها باشند ، و اطفال ذكور هم بر سبيل تغليب