اظهر باشد .
و ظنين : به معناى شخص تهمتزده كنايه از اينكه از طلب حق بازنشستى مانند شخصى ترسنده تهمتزده شده در خانه . و در روايت سيّد « حجزه » به زاى نقطهدار است يعنى از پرده بيرون نيامدى و صبر كردى .
قادمة الأجدل : يعنى مانند باز شكارى كه بال او كنده شده باشد و نتواند پرواز كند . كنايه از اينكه سلاح جنگ نداشته باشد .
أعزل : كسى را گويند كه سلاح نداشته باشد . كنايه از اينكه تو كسى بودى با شجاعها جنگ مىكردى و از جمعيّت زياد دشمن انديشهاى نداشتى و صولت آنها را درهم مىشكستى ، و امروز مغلوب اين جماعت اراذل شدهاى ، و خلافت كه حق توست گرفتهاند ، و تو امر را به آنها واگذاردهاى ، و با آنها نزاع نمىكنى ، مانند باز جنگى بال و پر شكستهاى كه صداى بال از او شنيده نمىشود .
خات : يعنى بال او كنده شده .
ابن أبي قحافة : كنيه پدر ابو بكر است .
يبتزّني : ابتزاز به معناى سلب كردن و به قهر و غلبه چيزى را گرفتن .
نحلة و نحيلة : مصغّر به معناى بخشش و عطائى است كه به كسى داده شده باشد بدون عوض به طيب خاطر كه ديگر آن را مطالبه نكنند .
و بلغه : به ضم باء آن چيزى است كه به آن اعاشه كنند و كفايت امور زندگانى شخص را بكند .
ابنيّ : به صيغه تثنيه است يعنى دو پسرش .
أجهر في خصامي : يعنى اعلان داده است به دشمنى كردن با من .
و ألفيته ألدّ في كلامي : يعنى يافتم او را كه دشمن سختى است در سخن گفتن من . « ألفيته » يعنى وجدته . « ألدّ » شديد الخصومة را گويند . و در روايت سيّد رحمه اللّه
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 551
مساهمون: سيد حسن مير جهانى طباطبائى
ص٥٥١