كرده يعنى اطاعت كردن شما امر شيطان را از روى ميل و شفقت است ، و اين عبارت لفظا و معنا اظهر به نظر مىرسد .
الوسم : يعنى داغ نهادن و اثر آن .
و الورود : حاضر شدن آب است ، و در اينجا مراد احضار نيست .
و الشرب : به كسر شين بهره بردن از آب است ، و اين دو كنايه است از غصب حق خلافت و امامت و ميراث نبوّت . و در كشف الغمّه عبارت چنين است :
« و أوردتموها شربا ليس لكم » .
هذا و العهد قريب و الكلم رحيب : « كلم » به معناى جرح و « رحب » به ضم راء به معناى گشايش است .
و لمّا يندمل : يعنى هنوز اصلاح نشده .
و لمّا يقبر : يعنى هنوز دفن نشده .
ابتدارا : مفعول له يا مطلق ، و محتمل است مصدر باشد به تقدير فعل ، و در بعضى از روايات « بدارا » وارد شده .
زعمتم خوف الفتنة : يعنى ادّعا كرديد و به دروغ و خدعه براى مردمان آشكار كرديد كه ما در سقيفه گرد آمديم براى دفع فتنه با اينكه غرض شما غصب خلافت بوده ، و اين خود عين فتنه است ، و اين جمله اقتباس از آيهء شريفه است كه فرموده ( لما سقطوا ) .
و هيهات : براى تبعيد است و در مقام تعجّب آورده مىشود ، چنانچه كيف و أنّى هم در تعجّب استعمال مىشوند .
و تؤفكون : به معناى تصرفون است ، كنايه از اينكه كجا مىبرد شيطان شما را و حال آنكه كتاب خدا در ميان شماست .
زاهرة : يعنى درخشنده و تابناك .
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 517
مساهمون: سيد حسن مير جهانى طباطبائى
ص٥١٧